گویوک خان

== گویوک‌خان ==

(پیرامون ۱۲۰۶-۱۲۴۸ میلادی) سومین خان مغول پسر اوگتای‌خان و نوهٔ چنگیزخان بود و از ۱۲۴۶ تا ۱۲۴۸ میلادی بمدت دو سال شاهی کرد. اوگتای قاآن در ایام سلطنت خویش پسر بزرگ‌تر خود کوچو را که از توراکینه خاتون زاده شده بود به جانشینی تعین کرده بود اما او در زمان حیات پدر مرد. اوگتای پسر دیگرش شیرامون را در نظر گرفت. چون اوگتای بمرد گیوگ خان که به سفر جنگی درازی رفته بود به تعجیل بازگشت و به ایمیل رسید و چون شنید که اوتچکین برادر چنگیز به طمع سلطنت حرکت کرده است بیدرنگ آهنگ اردوی پدر کرد و چون به اردو رسید رعایت یاسا(قانون چنگیزی) را واجب دانست. و با آنکه قدرت و شوکت داشت در کارها دخالتی نکرد و زمام امور را همچنان در دست تراکینه خاتون بازگذاشت. توراکینه دستور تشکیل قوریلتای داد تا امرا و شاهزادگان و سرداران سپاه جانشین اوگتای را تعین کنند. در فصل بهار از سراسر امپراتوری امرا و شاهزادگان به اردو رسیدند. اشتراک کنندگان در قوریلتای چندان تحفه و پیشکش آوردند که از شمار بیرون بود. از سوی دیگر اوتچکین نیز با هشتاد پسر و نبیره با شرمساری از اقدامی که پس از مرگ اوگتای کرده بود به قوریلتای حاضر شد. در آن صحرا از بس مردم از اطراف امپراتوری جمع شده بود جا و منزل کم آمد و خوار و بار بسیار گران شد. گویند فقط برای مسلمانان دوهزار خرگاه ترتیب داده بودند. پس از اجتماغ درباره کسیکه شایسته مقام سلطنت باشد رای زدند. چون شیرامون هنوز کودک بود و کوتان بیمار بود و گیوگ خان که در شجاعت و و تسلط مشهور بود میل توراکینه به سوی او بود. چون بسیاری از امیران و شاهزادگان باوی همنوا بودند قرعه‌ای فال بر وی افتاد. در روز تعین شده از قبل مراسم تخت نشینی را به جا آوردند پس از یک هفته جشن به دستور گیوگ خان در گنجهای قدیم و جدید را باز کردند و اموال را بین شاهزادگان و امرا و سرداران سپاه بخش نمودند. پس از آن به کار مملکت پرداختند نخست برغوچیان (قاضیان و بازرسان) فاطمه خاتون را محاکمه کردند و بعذ اوتچکین برادر چنگیز را مورد بازرسی قرار دادند و چون امر او نازک و خانوادگی بود جزء منکوقاآن و تنی چند از شاهزادگان را بدان اجازه دخول ندادند و چون اوتچکین به گناه خویش اعتراف کرد او را عفو نمودند. ایلجیگدای را با سپاه سنگین به سوی مغرب فرستاد تا مهم گرجستان و روم را فیصله کند و نخست به قلع و قمع اسماعیلیان در الموت بپردازد. ضبط عراق و فارس و کرمان را تا حدود هرموز به ارغون آقا رجوع کرد. گیوگ عزم ولایات غربی کرد در بهار همان سال به سمرقند رسید و در آنجا مرگ گلویش را گرفت، مدت حکومتش دوسال بیش نبود.

== نامه تاریخی گویوک خان به زبان فارسی ==

در جواب به نامه پاپ اینوسنت چهارم در سال ۱۲۴۶ میلادی

== پیشینه تاریخی ==

در سال ۱۲۴۵ پاپ اینوسنت چهارم عده‌ای را برای تحقیق از اوضاع و احوال مغولها به مغولستان فرستاد. دو نفر آز آنها (Giovanni da Pian del Carpine) و (Lawrence of Portugal) در ۲۴ اوت سال ۱۲۴۶ هنگامی به قراقوروم پایتخت مغولستان رسیدند و پیغام پاپ را تسلیم کردند که گویوک خان در حضور عده زیادی از شاهان و سران کشورهای مختلف بعنوان خان بزرگ بر تخت مینشست.

گویوک خان همانگونه که در جوابیه اش به دو نوشته پاپ ذکر می‌کند، تصورمیکرد ارسال این نمایندگان از طرف پاپ برای اعلام تسلیم و بندگی می‌باشد و در ضمن جواب به سوالات پاپ از او خواست که به اتفاق تمام شاهان اروپائی به دربار او بیاید و شخصاً اعلام بندگی بکنند و گرنه او آنها را بعنوان دشمن خود تلقی خواهد کرد.

مغولها بخاطر طریقه زندگی عشیره‌ای و در حال کوچ بودن دائم از داشتن خط محروم بودند و اینست که وقتی بخاطر گسترش قدرت و خاک تحت تصرفشان مجبور به ابداع یا انتخاب خط شدند خط و زبان ایرانیان را گزیدند.

اصل نامه در کتابخانه مخفی واتیکان نگاهداری میشود

== بازنویسی نامه گویوک خان ==

منکو تنکری کو چنداکورالغ اولوس ننگ تالوی نونک خان یرلغمز

این مثالیست بنزدیک پاپاء کلان فرستاده شد بداند و معلوم کند ما نبشت دو زفان ولایتهاء کرل کنکا ش کردست اوتک ایلی بندگی فرستاده از ایلچیان شما شنوده آمد و اگر سخن خویش برسید توکی پاپاء کلان با کرل لان جمله بنفس خویش بخدمت ما بیائید هر فرمان یاساء کی باشد آن وقت بشنوانیم .

دیگر گفته اید کی مرا در شیلم درآی نیکو باشد خویشتن مرا دانا کردی اوتک فرستادی این اوتک ترا معلوم نکردیم دیگر سخن فرستادی ” ولایتهای مجار و کرستان را جمله گرفتیت مرا عجب می‌آید ایشان را گناه چیست ما را بگوید” این سخن ترا هم معلوم نکردیم – فرمان خدای را چنگیز خان و قاآن هر ئو شنوانیدن را فرستاد – فرمان خدای را اعتماد نکرده اند هم چنان که سخون توایشان نیز دل کلان داشته اند – گردن کشی کرده اند – رسولان ایلچیان ما را کشتند – آن ولایتها مردمان را خدای قدیم کوشت و نیست گردانید – جز از فرمان خدای کسی از قوت خویش چگونه کوشید چگونه گیرد – مگر تو همچنان میگوئی که من ترسایم خدای را می پرستم زاری می کنم می یابم – تو چه دانی که خدای که را می آمورزد، در حق که مرحمت می فرماید – تو چگونه دانی که همچنان سخن می گوئی – بقوت خدای آفتاب بر آمدن و تا فرو رفتن جمله ولایتها را ما را مسلم کرد است میداریم – جز از فرمان خدای کسی چگونه تواند کرد – اکنون شما بدل راستی بگوئید کی ایل شویم کوچ دهیم – تو بنفس خویش بر سر کرل لان همه جمله یک جای بخدمت و بندگی ما بیائید – ایلی شما را آنوقت معلوم کنیم و اگر فرمان خدای نگیرید و فرمان ما را دیگر کند شما را ما یاغی دانیم همچنان شما را معلوم می گردانیم و اگر دیگر کند آنرا ما می دانیم خدای داند – فی اواخر جمادی الاخر سنه اربعه اربعین و سته میه ۶۴۴

== بازنویسی به فارسی امروزی ==

با استفاده از مقاله ” مغولها و پاپها” نوشت (Paul Pelliot ۱۹۲۲/۱۹۲۳)

بنیروی آسمان ابدی و کل مردم بزرگ (طوایف مغول)

فرمان خان:

این فرمانیست که به پاپ اعظم فرستاده شد

برای اینکه بداند و بفهمد به دو زبان نوشته شد.

پیغام ایلی (بیعت) و بندگی شما بتوسط نمایندگانتان در مجلس شاهان شنیده شد.

هنگامی که این پیغام ما رسید خود تو پاپ بزرگ شخصاً باتفاق همه شاهان اروپائی به خدمت ما بیائید. آنگاه تمام فرامین ( یا سا) را به شما توجیه میکنیم.

دیگر گفته اید که تعمید برای من آینده نیکی خواهد آورد این مطلب را فهمیدیم.

تقاضائی(دعائی) فرستادی – این تقاضا (دعای) ترا نفهمیدی.

سخن دیگری فرستادی که “ولایتهای مجارستان و کشورهای مسیحی را گرفتید –تعجب میکنم که گناه ایشان چیست – به ما بگوئید” این سخن ترا هم نفهمیدیم. جنگیز خان و قاآن هر دو فرمان خدا را برای اطلاع آنها فرستادند. ولی آنها به فرمان خدا اعتماد نکردند (وقعی ننهادند)، همچون سخن تو ایشان نیزمتکبر بوده اند، گردن کشی کرده اند- رسولان و نمایندگان ما را کشتند.

مردمان آن ولایتها را خدای ابدی کشت و نیست گردانید. و گرنه جز از فرمان خدا کسی چگونه تواند با قوت خویش بکشد و بگیرد؟ توکه همچنان میگوئی “من مسیحی هستم، خدارا میپرستم و زاری میکنم” مگر تو چه دانی که خدای که را می آمرزد و در حق که مرحمت می فرماید؟ تو چگونه دانی که اینگونه سخن میگوئی؟ ما میدانیم که خدا بقوت خود اختیار تمام ولایتها را از مشرق تا مغرب بما مسلم کرده است. جز از فرمان خدا چگونه کسی می‌تواند این کار را بکند. اکنون شما براستی بگوئید که آیل شویم (بیعت کنیم) و بشما خدمت کنیم، تو شخصاً باتفاق همه شاهان با هم بخدمت و بندگی ما بیائید – ایلی (بیعت) شما آنوقت معلوم خواهد شد. و اگر فرمان خدا را قبول نکنید و فرمان ما را انجام ندهید ما شما را یاغی خواهیم دانست و با شما همانگونه رفتار خواهیم کرد. اگر دستور ما را انجام ندهید ما آنرا خواهیم فهمید و خدا هم خواهد دانست.

آخر جمادی الاخر سال ششصد و چهل و چهار – مطابق با یازده نوامبر ۱۲۴۶ میلادی

== منابع ==

* فرهنگ دهخدا زیر مدخل مغول

* اصل نامه در کتابخانه مخفی واتیکان

* ترجمه اول توسط مسعود رجب نیا در سال ۱۳۵۲

* تر جمه مستقل و جدید توسط ضیاء فتح راضی در سال ۱۳۸۸

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *