گرگوار نارکاتسی

گرگوار نارکاتسی (Grigor Narekatsi) را نقطه اوج و افتخار ادبیات کهن ارمنی و در شمار درخشان‌ترین ستارگان ادبیات مذهبی مسیحیت قرار می‌دهند. نابغه‌ای که نقش و اهمیت والایی در ادبیات ارمنی داشته است و کتاب «فغان نامه» او را که ارمنیان آن را به نام «نارک» می‌شناسند، یکی از آفرینش‌های جاودان بشریت می‌دانند. شاید در تاریخ ادبیات کهنسال ارمنی هیچ اثری به اندازه فغان نامه نارک منتشر نشده است. کتابی که به حق به عنوان کتاب بالین مردم ارمنی شناخته شده است. کتاب فغان نامه، پس از کتاب مقدس، بزرگ‌ترین صحیفه مقدس کلیسای ارمنی به شمار می‌رود و باور ملت ارمنی به قدرت اعجازآمیز آن در درمان بیماری‌های تن و روان موجب شده است تا آن را بر بالین بیماران برخوانده و زیر سر آنان قرار دهند.

در دوران پادشاهی گاگیک اول، رشد و بازسازی حیات فرهنگی جامعه و رونق حیات دینی و کلیسایی از سوی دیگر از نکات بارز این دوران آرامش سیاسی ارمنستان است که به واسطه این آرامش در سده‌های نهم تا یازدهم میلادی فرهنگ جامعه در ارمنستان رشد یافت و وانک‌ها (دیرها)ی پرشماری که کانون آموزش دانشها، الهیات و فلسفه بودند بازسازی و ساخته شدند. یکی از مشهورترین وانک‌های یاد شده، وانک نارک است که در روستایی به نام نارک واقع در کرانه جنوبی دریاچه زیبا و خرم وان در استان رشتونی قرار دارد. بنیانگذار اصلی این وانک پدر آنانیا، مترقی‌ترین روحانی عصر و عموی مادر گرگوار نارکاتسی بوده است.

روزگار گرگوار نارکاتسی از نیمه سده دهم میلادی شروع و تا اوایل سده یازدهم ادامه می‌یابد. زمانی که رنسانس به تدریج شکل می‌گرفت. اساساً در تاریخ مسیحیت ویژگی بارز سده دهم، روح و مسلک مسیحیت است. روح و طریقت حاکم بر دنیای مسیحیت این سده، دین بود و ارمنستان نیز به عنوان بخشی از دنیای مسیحیت، بیگمان نمی‌توانست از این رویداد به دور باشد. به ویژه که مسیحیت در ملت ارمنی بیش از هرچیز نهادینه شده بود. در این قرن بر تعداد وانک‌ها و دیرنشین‌های ارمنستان افزوده می‌شود. در همین سده وانک نارک نیز که در زمان جاثلیق آنانیا موگاتسی (۹۶۵ – ۹۴۱) ساخته شده بود شهرت یافت. راهب اعظم این دیر آنانیا نارکاتسی، چهره سرشناسی بود، که از سوی تاریخنگاران همروزگارش فیلسوف بزرگ لقب گرفته بود. در همین دیر و به رهبانیت آنانیا نارکاتسی بود که گرگوار کودک وارد وانک شد، تا بعدها به عنوان راهب، استاد آموزش و پرورش، دانشمند و سخن‌پرور شوریده‌دل وارد جامعه شود. گرگوار نارکاتسی، فرزند جاثلیق خسرو آندزواتسی است که پس از فوت زودهنگام همسرش به جرگه روحانیون تارک دنیا درآمد و به مقام اسقفی استان آندزواتس رسید. خسرو آندزواتسی استاد متون و کتاب‌های یکسانی بود و اساساً با عنوان دانشمند و روحانی سرشناس و مترقی عصر شهرت داشت. از وی تالیفاتی همچون تفسیر «تشریفات مخصوص کلیسایی» و تفسیر مفهوم «نیایش مقدس» به جا مانده است.

از زادروز گرگوار اطلاع دقیقی در دست نیست. سال تولد گرگوار به روایتی بین سال‌های ۹۴۱ تا۹۴۹ و به روایتی دیگر میان سال‌های ۹۵۰ تا ۹۵۱ بوده است. از اوان کودکی پدرش او و برادر بزرگش هوانس را به وانک آنانیا می‌فرستد و سرپرستی آنان را به آنانیا نارکاتسی می‌سپارد. گرگوار علاقه وافری به مطالعه و کسب علم و معرفت داشت. او عمیقاً در علوم متداول عصر آزموده می‌شود. اطلاعات گسترده‌ای در مورد کتاب مقدس، تفاسیر روحانیون و آیین‌ها و سنن کلیسایی به دست می‌آورد.

این که در چه تاریخی به عنوان تارک دنیا منصوب شده است، آگاهی دقیقی در دست نیست. براساس آن چه وی در یادداشت پایان تفسیر «غزل غزل ها» عنوان کرده، در سال ۹۹۷ روحانی تارک دنیا بوده است. بی تردید می‌توان گفت با القابی که نارکاتسی دریافت کرده بود و با توجه به دانش و استادی وی در علوم متداول آن زمان مقام «وارتاپدی» را نیز کسب کرده است. زهد و تقوای او موجب می‌شود تا هنگامی که در قید حیات بود شایستگی کسب لقب «قدیس» را داشته باشد. نارکاتسی که در زمان حیاتش به عنوان «معجزه گر» شهرت داشته مورد جور و جفای مخالفان خود، کسانی که او را به فرقه گرایی متهم می‌کردند، قرار گرفت.

درباره مرگ گرگوار قدیس می‌گویند: روزی وی برای دعا به غاری می‌رود و دیگر برنمی گردد. پس از انتظار و جست وجوی بسیار وارد همان غار می‌شوند، ولی او را نمی‌یابند. سپس جست وجوگران روزه می‌گیرند و با دعا به درگاه خداوند از او می‌خواهند جا و مکان قدیس را به آنان بنمایاند. در پاسخ به دعاهای آنان، فرشته خداوند نازل می‌شود و می‌گوید: قدیس به سوی خداوند عروج کرده است. گارگین هوسپیان اسقف اعظم سیلیسی (کیلیکیه) در یکی از آثار خود نقل کرده است که شخصاً از زبان مردم، سرودها و روایاتی شنیده است که در آن گریگور مقدس را به عنوان زاهدی تجلیل می‌کردند که معجزه گر نیز بوده است.

تاریخ تقریبی فوت گرگوار نارکاتسی بین سال‌های ۱۰۰۳ تا۱۰۱۰ ذکر شده است.

دکتر آزادماتیان، مترجم فغان نامه به فارسی، این کتاب را به عنوان یک شاهکار ادبی، اثری بی‌همتا می‌داند. وی هر شاهکاری را از آن جهت شاهکار محسوب می‌کند که بنای آن بر بنیان مستحکم یک سنت ملی، جهانی و به طور کلی انسانی، سربرافراشته و والاترین تجسم و تعالی این سنت را به نمایش گذارده است.۱ و از این نظر شاید بتوان گفت که هیچ اثر بزرگی در واقع منحصر به فرد نیست. فغان نامه اثری گران قدر در مجموعه آثار دینی- عرفانی جهان است که همچون هر تفکر عرفانی، درد و رنج فراق و اشتیاق بازگشت به خاستگاه ملکوتی را، در ژرفترین ابعاد خداجویانه و انسان شناسانه خود در بستر خروشان سخن جاری می‌سازد. نارکاتسی یک پوینده و جوینده مسیحی است و اثر او طبیعتاً بیشتر در رابطه با کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید) و ادبیات عرفانی جهان مسیحی بررسیده و پژوهیده شده است. نارکاتسی در سده دهم میلادی معادل سده چهارم- پنجم هجری می‌زیسته است.

در این دوران ایران و ارمنستان به جهت تلاش برای رهایی از چیرگی تازیان، و استقرار حکومت‌های ملی مشابهت‌های فراوانی داشته اند. این امر در زمینه فرهنگی نیز به صورت نوعی تجدید حیات و جست وجوی هویت ملی نمود می‌یابد. تنظیم شاهنامه فردوسی بدون شک بارزترین نشانه این تجدید حیات است و همچنین حماسه بزرگ ارمنی، «پهلوانان ساسون» یا «ساسونتسی داویت» نیز حاصل همین دوران است و مبارزات ارامنه را بر ضد استیلای بیگانگان منعکس می‌کند. گرگوار نارکاتسی، که به باور بیشتر پژوهندگان ارمنی نماینده و سردمدار تجدید حیات فرهنگی ارمنیان در سده‌های میانه محسوب می‌شود- و از این دید با دانته شاعر ایتالیایی مقایسه شده است- در همین دوران زیسته و آثار خود را به وجود آورده است و بعید به نظر می‌رسد که عارف و متفکری چون او نسبت به ادبیات اسلامی اعم از عربی و ایرانی بی توجه بوده باشد. اگرچه شناخت این موضوع نیاز به تحقیق بیشتری دارد.

فغان نامه، از دید نوع ادبی، مجموعه نیایش‌هایی است که می‌توان گفت در همه دین‌ها ساختاری همانند دارد. این ساختار عمدتاً از سه بخش تشکیل شده است: یادکرد یا توصیف و ستایش آفریدگار، اعتراف یا توصیف انسان خطاکار و طلب بخشایش و بازگشت به معصومیت ازلی، که همانا پیوستن و یگانگی با نهاد ایزدی است.

== برگرفته از ==

تمام ارجاعات از سخنرانی دکتر آزاد ماتیان در تاریخ۲۹ آبان ۱۳۸۲ است که به مناسبت هزارمین سالگرد سرایش فغان نامه گرگوار به همت شورای خلیفه گری ارامنه تهران در محل انجمن فرهنگی- ورزشی آرارات برگزار شد. مطلب برگرفته از روزنامه شرق (نوشتاری از مسعود سعادتمند) یکشنبه۲۸ تیر ۱۳۸۳.

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *