نبرد نرماندی

|جنگنده۲=۲۳ px آلمان نازی |فرمانده۱=
|فرمانده۲=
|قوای۱=۱٬۴۵۲٬۰۰۰ در ۲۵ ژوئیه
|قوای۲=۳۸۰٬۰۰۰ در ۲۳ ژوئیه
|خسارات۱=آمریکا:۲۹٬۰۰۰ کشته و ۱۰۶٬۰۰۰ مجروح و مفقود

بریتانیا:۱۱٬۰۰۰ کشته و ۵۴٬۰۰۰ مجروح و مفقود

کانادا:۵٬۰۰۰ کشته و ۱۳٬۰۰۰ کشته و مفقود

فرانسه:۱۲٬۲۰۰ شهروند عادی کشته و مفقود

|خسارات۲=آلمان نازی:۲۳٫۰۱۹ کشته،۶۷٬۰۶۰ مجروح و ۱۹۸٬۶۱۶ مجروح و اسیر |خسارات۳=
|یادداشت=

نبرد نرماندی {به انگلیسی|Invasion of Normandy} نام یکی از نبردهای جنگ جهانی دوم است. در این نبرد نیروهای متفقین در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ در ساحل نرماندی پیاده شدند و به آزادسازی فرانسه اشغالی از نیروهای آلمان نازی پرداختند. این نبرد، بزرگترین نبرد آبی-خاکی تاریخ محسوب می‌شود. این نبرد به شکست آلمان نازی در جبهه نرماندی منجر شد.

بعد از پایان کنفرانس تهران مقرر شد که ژنرال آیزنهاور (Eisenbower) به فرماندهی کل نیروهای متفقین که می‌بایستی در نرماندی پیاده شوند منصوب گردد و مارشال مونتگمری (Montgomery) انگلیسی به فرماندهی نیروهای زمینی واحدهای مهاجم به ساحل نرماندی با آیزنهاور همکاری نماید. «ژاک پیرن» در کتاب جنگ جهانی دوم می‌نویسد: «دولت آمریکا تا ۱۹۴۳ اقلام تجهیزات نظامی به این شرح تولید کرده بود: ۲۳۸۰ کشتی جنگی، ۱۳۰۰۰ کشتی باربری، ۸۶۰۰۰ هواپیمای جنگی و ترابری ولی در ۱۹۴۴ که مقرر شد متفقین در ساحل نرماندی فرانسه پیاده شوند، تولیدات جنگی آمریکا از این حد نیز گذشت به طوری که یکصد و شصت هزار هواپیما و یکصد و سی هزار تانک آماده برای نبرد در اختیار داشت. در صورتی که آلمان بیش از چهارهزار هواپیما در اختیار نداشت. بنابراین دولت روزولت دخالت در اروپا را به نفع آمریکا تشخیص داد زیرا اولاً اروپاییان را مقروض آمریکا می‌کرد و ثانیاً بعد از سقوط هیتلر در بازسازی اروپا شرکت می‌کرد و در تصمیم گیری‌های سیاسیون اروپا، دولت آمریکا می‌توانست دخالت مستقیم داشته باشد، بنابراین همه چیز آماده بود تا در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ قوای تازه نفس آمریکایی همراه با تجهیزات بسیار زیاد به همراه نیروهای انگلیسی و کانادایی در ساحل فرانسه پیاده شوند.

در ششم ژوئن سال ۱۹۴۴ میلادی نیروهای متفقین تحت رهبری آمریکا و بریتانیا، برای آزاد سازی اروپای تحت اشغال آلمان نازی اقدام به اجرای یکی از جسورانه ترین عملیات آبی- خاکی تاریخ بشر کردند. در این روز که به D-Dayشهرت یافته، نیروهای دریایی متفقین با برخورداری از پشتیبانی هوایی، تحت فرماندهی ژنرال دوایت آیزنهاور سربازان خود را به ساحل شمالی فرانسه رساندند.

بعد از آنکه این سربازان در خاک فرانسه فرود آمدند ژنرال آیزنهاور این پیام را فرستاد:

«مردم اروپای غربی! امروز صبح سربازان نیروی اعزامی متفقین در ساحل فرانسه فرود آمدند. اعزام این سربازان بخشی از طرح ملل متحد برای آزادسازی اروپاست که با همکاری متحدین روس ما صورت گرفته‌است. پیام من به همه شما این است: ساعت آزادسازی شما فرا رسیده‌است. حتی اگر این حمله از کشور شما آغاز نشده باشد.»

ورود نیروهای متفقین به سواحل نرماندی در واقع آغاز عملیات آزادسازی نواحی تحت اشغال آلمان در اروپا بود. سه سال طول کشید تا طرح این حمله ریخته شد و حاصل آن عملیات گسترده‌ای بود که از لحاظ ابعاد بی سابقه بوده‌است.

ژنرال جولیان تامسون که یک مورخ نظامی است، در مورد عملیات D-Day گفت: «عملیات عظیمی بود – فقط در روز D-Day به تنهایی – یکصد و پنجاه و شش هزار سرباز وارد خاک فرانسه شدند. یکصد و سی هزار نفر از طریق دریا و بیست و سه هزار نفر از راه هوا. طبیعی است که برای انتقال این همه سرباز به کشتی و هواپیمای زیادی نیاز است. چیزی حدود شصت هزار ناو و هواپیما در عملیات این روز شرکت داشت.»

روز آزادی فرارسیده است! مردم اروپای غربی! امروز صبح سربازان نیروی اعزامی متفقین در ساحل فرانسه فرود آمدند. اعزام این سربازان بخشی از طرح ملل متحد برای آزادسازی اروپاست که با همکاری متحدین روس ما صورت گرفته‌است. پیام من به همه شما این است: ساعت آزادسازی شما فرا رسیده‌است. حتی اگر این حمله از کشور شما آغاز نشده باشد

ژنرال دوایت آیزنهاور

در حالی که سربازان به همراه خودروهای نظامی شان وارد خشکی می‌شدند، گروهی از خبرنگاران آنها را همراهی می‌کردند و از صحنه نبرد گزارش می‌دادند.

سربازان بریتانیایی، آمریکایی و کانادایی در نبرد علیه آلمان تحت رهبری هیتلر تنها نبودند و نیروهای لهستانی، نروژی، بلژیکی، فرانسوی و چک نیز از آنها حمایت می‌کردند.

سیدنی گلدبرگ که یکی از افسران اطلاعاتی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در سال ۱۹۹۴ بود و در آن زمان در یک کشتی جنگی خدمت می‌کرد، وضعیت موجود را چنین توصیف می‌کند:

«برخی از سربازان درست قبل از آنکه پایشان به خشکی برسد هدف قرار گرفتند. تمام آتشبارها و توپخانه‌های ساحلی نقش موثری نداشتند اما در عین حال برخی از آنها شدیدا موثر واقع شدند. سرانجام سربازان بریتانیایی موفق شدند در بخشی از ساحل استقرار یابند. این کار ساده‌ای نبود اما نسبتا سریع انجام شد. واضح است که عده زیادی جان خود را از دست دادند. وضعیت آمریکایی‌ها در ساحل اوماها بسیار دشوارتر بود زیرا آنها به تمام تجهیزاتی که دردسترس بریتانیایی‌ها قرار داشت مجهز نبودند. در بعد از ظهر روز D-Day جنگ خونینی در گرفت. برخی از کوماندوهای نیروی دریایی سلطنتی که مجروح شده بودند برای درمان و بازگردانده شدن به انگلستان به کشتی من منتقل شدند. برخی از آنها جراحتهای شدیدی دیده بودند. از ما هم خواسته شد که برای کمک به این افراد چیزهایی مثل حوله – جوراب و لباس زیر اهدا کنیم.»

از تعداد مجروحان و کشته شدگان در D-Day آمار رسمی موجود نیست. تخمین زده می شود که در این روز حدود سه هزار نفر کشته و هفت هزار نفر مجروح شده باشند. و این در حالی است که پیش از حمله رهبران نظامی متفقین نگران بودند که میزان تلفات از این بیشتر باشد.

در طی سه ماه بعد، دویست هزار نفر از نیروهای متفقین و دویست و پنجاه هزار نفر از نیروهای آلمانی کشته و یا مجروح شدند. پانزده هزار شهروند فرانسوی نیز در اثر این درگیریها جان خود را از دست دادند.

فرماندهان متفقین که نگران تلفات بالای احتمالی بودند در طرح ریزی عملیات خود دقت زیادی به خرج دادند. یکی از عوامل کلیدی که به موفقیت آنها کمک کرد غافلگیر شدن آلمانیها بود.

متفقین با حقه‌ای حساب شده آلمانیها را به گونه‌ای فریب دادند که آنها تصور کردند حمله نه در نرماندی، بلکه در منطقه کاله که در شمال آن واقع است، صورت خواهد گرفت.

جان کیگان که متخصص امور نظامی است در شرح ترفند متفقین گفت: «پیش از آغاز حمله متفقین ارتش مجازی ای را در قسمت باریک کانال مانش در جنوب انگلستان ایجاد کردند. یعنی در قسمتی که درست مقابل منطقه»کاله«در خاک فرانسه قرار میگیرد. آلمانیها فکر می‌کردند که نیروهایی در این منطقه مستقر شده‌اند. اما اصلا چنین چیزی واقعیت نداشت. متفقین موفق شدند تا با ایجاد ترافیک رادیویی در این منطقه آلمانیها را فریب دهند. آلمانی‌ها تصور می کردند که یک ارتش عظیم به فرماندهی مارشال پتن در آنجا استقرار یافته. بعد هم در شب D-Day متفقین با ایجاد اخلال در امواج رادار و روشهای دیگر تظاهر کردند که ناوگانی از نیروهای آنها بریتانیا را ترک کرده و از طریق کانال مانش عازم منطقه کاله شده‌است. به این ترتیب این علائم مجازی صفحه رادار آلمانیها را پوشاند و آنها متوجه نزدیک شدن ناوگان واقعی نیروهای متفقین نشدند.»

به این ترتیب حقه متفقین موثر واقع شد. آلمانیها پر قدرت ترین واحد نظامی خود را به کاله فرستادند و یک واحد نظامی ضعیفتر را مسئول محافظت از نرماندی کردند.

… و جنگ خونینی درگرفت برخی از سربازان درست قبل از آنکه پایشان به خشکی برسد هدف قرار گرفتند. تمام آتشبارها و توپخانه‌های ساحلی نقش موثری نداشتند اما در عین حال برخی از آنها شدیدا موثر واقع شدند. سرانجام سربازان بریتانیایی موفق شدند در بخشی از ساحل استقرار یابند. این کار ساده‌ای نبود اما نسبتا سریع انجام شد. واضح است که عده زیادی جان خود را از دست دادند. وضعیت آمریکایی‌ها در ساحل اوماها بسیار دشوارتر بود زیرا آنها به تمام تجهیزاتی که دردسترس بریتانیایی‌ها قرار داشت مجهز نبودند. در بعد از ظهر روز D-Day جنگ خونینی در گرفت. برخی از کوماندوهای نیروی دریایی سلطنتی که مجروح شده بودند برای درمان و بازگردانده شدن به انگلستان به کشتی من منتقل شدند. برخی از آنها جراحتهای شدیدی دیده بودند. از ما هم خواسته شد که برای کمک به این افراد چیزهائی مثل حوله – جوراب و لباس زیر اهدا کنیم

سیدنی گلبرگ، افسر اطلاعاتی ارتش بریتانیا

مورخان می‌گویند اگر روند رویدادها در D-Day به گونه‌ای دیگر بود، ممکن بود یک فاجعه به وجود آید. شرایط بد آب وهوایی هم به نفع متفقین عمل کرد. زیرا آلمانی‌ها تصور نمی‌کردند که متفقین در چنین آب وهوای بدی اقدام به حمله کنند.

از سوی دیگر بسیاری از افسران ارشد آلمانی در حال انجام تمرینات جنگی بودند و فیلد مارشال «اروین رومل» که کارآمدترین فرمانده نظامی آنان بود برای جشن تولد همسرش به آلمان رفته بود.

علاوه بر این، سیستم ارتباط آلمانیها در اثر بمباران به شدت مختل شده بود.

ژنرال آیزنهاور، فرمانده ارشد متفقین با استفاده از این فرصت مناسب آلمانی‌ها را غافلگیر کرد. هانس فون لوک که از افسران یک واحد نظامی آلمان در نرماندی بود به خاطر دارد که ضعف ارتباطی آلمانیها تا چه حد به ضررشان تمام شد. او گفت:

«ما آنقدر به ساحل نزدیک شده بودیم و آنقدر آماده، مجهز و آشنا به منطقه بودیم که حتی در تاریکی شب نیز می‌توانستیم حرکت کنیم. اما با این حال به ما دستور اکید داده شده بود که حرکت نکنیم و این مایه دلسردی فراوان بود. شاید باور نکنید اما علاوه بر این، به ما دستور داده شده بود که در صورت وقوع حمله هوایی تمام واحد نظامی ما باید فورا اقدام به حمله متقابل کند. اما بنا به دلایل نامعلوم ما از این فرمان اطلاعی نداشتیم. اگر می‌دانستیم، در شب پنجم و ششم ژوئن که نیروهای بریتانیایی به ساحل نزدیک شدند می‌توانستیم دست به ضد حمله بزنیم. این مساله خیلی مایوس کننده بود. ما تنها در اوایل بعد از ظهر ششم ژوئن اجازه عمل یافتیم و توانستیم ضد حمله خود را ساعت شش آغاز کنیم. اما دیگر دیر شده بود.»

درگیریهای سنگین تا پایان ماه ژوئیه ادامه داشت. اما سرانجام قدرت آلمانیها فروپاشید و متفقین موفق شدند آزادسازی فرانسه و اروپای غربی را آغاز کنند.

هر چند جنگ جهانی دوم ماهها پس از D-Day ادامه یافت اما تردیدی نیست که این روز نقطه عطفی برای پیروزی متفقین بود.

موفقیت این عملیات تضمین کرد که هیتلر نتواند متفقین غربی، و ارتش سرخ را که از سمت شرق پیشروی می‌کرد؛ شکست دهد.

== جستارهای وابسته ==

* جنگ جهانی دوم
* آلمان نازی

== منابع ==

* ۱- جریان‌های بزرگ تاریخ معاصر (جنگ جهانی دوم) نوشته ژاک پیرن، ترجمه مهندس رضا مشایخی، قسمت سوم، انتشارات ابن سینا، تهران ۱۳۴۰
* ۲- خاطرات چرچیل، کتاب اول از جلد ششم، خاطرات جنگ جهانی دوم (پیروزی) نوشته وینستون چرچیل، ترجمه تورج فرازمند، انتشارات نیل، تهران ۱۳۴۸
* ۳- کلیات تاریخ نوشته ه. ج. ولز، جلد دوم، ترجمه مسعود رجب نیا، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران ۱۳۵۳
* ۴- هنر و صناعت جنگ، نوشته سرهنگ پیروزان، انتشارات دانشکده افسری، تهران ۱۳۳۹

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *