صنعت نفت ایران

صنعت نفت ایران از مهم‌ترین صنایع این کشور است. در سال ۲۰۰۰ ایران چهارمین تولید کننده نفت خام جهان بود.

پژوهش انجام شده با عنوان «نفت و یارانه‌های نفتی در اقتصاد ایران» نشان می‌دهد یارانه‌های پرداختی به سوخت در سال ۸۵ هزینه‌ای معادل ۳۸٬۷۸۸ میلیارد تومان (معادل ۸۹۹٫۴۲ میلیارد دلار) را به اقتصاد ملی ایران تحمیل کرده‌است.

== پیشینه ==

اولین بار در سال ۱۹۰۱م/۱۲۸۰ش امتیاز بهره‏برداری از نفت ایران به یکی از اتباع انگلیسی به نام دارسی واگذار شد. این امتیاز که به «قرارداد دارسی» معروف است در اوایل کار از سوی طرفین قرارداد چندان جدی تلقی نشد و حتی پس از چند سال که از اقدامات بی‏نتیجه اکتشافی آن می‏گذشت امتیازداران درصدد برآمدند از ادامه کار صرفنظر کنند. اما بر اثر مساعدت و جسارت برخی از مدیران و مهندسان دارسی، پس از تلاشهای گسترده سرانجام در سال ۱۹۰۸م/ ۱۲۸۷ش در منطقه مسجدسلیمان یکی از چاهها به نفت رسید و این آغاز تحولی جدید در عرصه سیاسی، اقتصادی ایران و حتی جهان شد. پس از آن صاحبان امتیاز با قاطعیت بیشتری عملیات اکتشافی خود را ادامه دادند و با کشفیات جدید نفت سرمایه‏گذاریهای گسترده‏تری در این باره ضرورت یافت.

نفت ایران هنگامی اهمیت بیشتری پیدا کرد که دولت انگلستان در پی محاسبات کارشناسان اقتصادی – سیاسی این کشور درصدد برآمد به طور مستقیم‏تری در این پروژه عظیم مشارکت نماید و آن خرید سهام دارسی بود این هدف تا جنگ جهانی اول حاصل شد و پس از آن دولت انگلستان خود مالک بی‌رقیب منابع نفتی عظیم ایران در بخش‌های جنوب و جنوب شرقی شد. از نقش قاطعی که نفت ایران در سراسر دوران جنگ اول جهانی در تأمین انرژی و سوخت لازم جهت ناوگان دریایی انگلستان داشت آگاهی داریم، به ویژه پس از جنگ اول جهانی بود که انگلستان درصدد برآمد نفوذ خود را در حوزه‏های نفتی ایران بیش از پیش مستحکم‏تر سازد و از ورود هر کشور و یا شرکت نفتی خارجی به این مناطق ممانعت به عمل آورد. با توجه به ثروت عظیمی که از کشف و صدور نفت ایران عاید انگلیس می‏شد خیلی زود بر محافل داخلی کشور آشکار شد که قرارداد پیشین دارسی نمی‏تواند حقوق اقتصادی دولت ایران را تأمین نماید، بنابراین زمزمه‏هایی به وجود آمد تا در مفاد این قرارداد تجدیدنظرهایی صورت بگیرد. مسئله دیگر به کشورها و شرکتهای نفتی مربوط می‏شد که با توجه به نتایج اکتشاف دولت انگلیس در حوزه‏های نفتی ایران، که پس از این با نام شرکت نفت ایران و انگلیس از آن یاد خواهد شد، درصدد برآمده بودند سهمی از این غنایم به دست آورند.

شرکتهای نفتی آمریکایی از جمله این موارد بودند که، به ویژه از اواخر دوره سلطنت قاجارها در ایران فعالیت‏هایشان را در این زمینه آغاز کرده بودند. اما تلاش دولت شوروی در این باره اهمیت بیشتری پیدا کرده بود. این کشور که در سراسرهای شمالی با ایران هم‏‏مرز بود در یک روند رقابت‏آمیز با دولت انگلیس خواهان نفوذ در حوزه‏های نفتی ایران بود. هرچند هدف اصلی دولت شوروی به دست آوردن امتیاز بهره‏برداری از نفت شمال ایران بود، اما از طرف دیگر نفوذ و تسلط بلامنازع رقیبش دولت انگلیس را در حوزه‏های مهم نفتی ایران در جنوب کشور نیز برنمی‏تابید و پیوسته درصدد بود از دامنه اقتدار این کشور بر آن مناطق بکاهد. بنابر این تا دهه اول سلطنت رضاشاه، افکار عمومی داخلی و خارجی به دلایل عدیده یادشده و غیره درصدد کاستن از شدت تسلط و تملک انگلیس بر منابع نفتی ایران برآمده بودند. در واقع در پی چنین واکنش‏هایی بود که رضاشاه درصدد برآمد برای انحراف اذهان عمومی هم که شده باشد، قرارداد اولیه دارسی را بی اعتبار دانسته و ملغی اعلام دارد. پس از مذاکراتی چند در سال ۱۳۱۲ش/ ۱۹۳۳م میان دولت ایران و دولت انگلیس قرارداد دارسی با تغییراتی جزئی و نه چندان با اهمیت بار دیگر تجدید و تمدید شد و با توجه به اینکه این قرارداد پیش از آنکه آراء معترضین بر قرارداد پیشین دارسی را برآورده سازد به حفظ و استحکام هرچه بیشتر منافع دولت انگلیس معطوف بود، بنابر این از دید مخالفان، این قرارداد بیش از یک مانور سیاسی – اقتصادی تلقی نشد.

بدین ترتیب از موضع مخالفت‏آمیز کشورهای ذی علاقه به نفت ایران نسبت به قرارداد جدید دارسی در سال ۱۳۱۲ش/ ۱۹۳۳م که بگذریم اعتراضات و مخالفت‏های محافل داخلی در بستر جدیدتری شکل گرفت. اما با توجه به جوّ سرکوب و خفقان‏آوری که بر ایران عصر رضاشاه حاکم بود این مخالفت‏های داخلی مجال چندانی برای ابراز نیافت. مضافاَ اینکه دولت انگلیس در موازات حکومت رضاشاه با بهره گیری از یاری مأموران اطلاعاتی بومی و خارجی‏اش در سرکوب مخالفان داخلی قرارداد تجدیدنظر شده دارسی سود می‏جست. بدین ترتیب این روند که بیشتر به نوعی آتش زیر خاکستر شباهت داشت تا پایان سلطنت رضاشاه تداوم یافت و دقیقاَ پس از عزل وی از سلطنت و جانشینی فرزندش محمدرضا پهلوی بود که آن خشم درونی نجات یافته از جو خشونت‏آمیز پیشین به ناگهان شعله‏ور شد و برنامه‏های گوناگون حکومت پیشین را به باد انتقاد گرفت که از مهم‌ترین این موارد مخالفت با فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس و غارت ثروت طبیعی کشور توسط دولت انگلستان بود. با این حال تا هنگامی که نیروهای اشغالگر متفقین و در رأس آنها انگلستان در ایران حضور داشتند مخالفت‏های داخلی چندان تزلزلی در فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس در حوزه‏های نفتی جنوب ایجاد نکرد، هرچند اعتراضات وجود داشت. از سوی دیگر کشورهای شوروی و آمریکا نیز هر یک به نوعی درصدد رخنه کردن در حوزه‏های نفتی ایران در بخش‏های مختلف کشور برآمده بودند و به ویژه فعالیت‏های گسترده نفتی انگلستان در جنوب ایران را مستمسک ورود خود و شرکت‏های نفتی‏شان در حوزه‏های دیگر نفتی ایران قرار می‏دادند و از آنجایی که نفوذ انگلیس در ایران سد راهی عظیم جهت ورود آنها به ایران بود درصدد بودند از هر وسیله ممکن منافع این کشور در ایران را محدود سازند. این دو کشور برای رسیدن به این هدف حداقل از دو شیوه پیروی کردند که راه اول همان تلاش برای سهیم شدن در دیگر حوزه‏های نفتی ایران، به استثنای حوزه‏های نفتی مربوط به شرکت نفت ایران و انگلیس بود. اما از آنجایی که این روش در شرایط تسلط انگلیس و شرکت نفت ایران و انگلیس بر بخش‏های مختلف ایران چندان کارآیی نشان نداد از روش دومی بهره گرفتند و آن توسل جستن به نیروهای بومی و ایرانی بود. بیشترین موضع‏گیریها در قبال مسئله نفت ایران و حوادثی که پیش روی آن قرار داشت در مجلس شورای ملی رخ نمود؛ هر چند در خارج از مجلس نیز آرایش نیرو و جناح‏بندیهای متعدد سیاسی، اقتصادی در حال شکل‏گیری بود که هر یک از جریان سیاسی مورد علاقه خود پیروی می‏کردند.

پس از سقوط رضاشاه مجلس شورای ملی از شکل فرمایشی پیشین فاصله گرفته بود و تا حدّی آزادی عمل داشت. از جمله دلایل این امر شکسته شدن جوّ دیکتاتورمنشانه پیشین و موضع‏گیری جدّی کشورهای خارجی علاقه‌مند در امور سیاسی، اقتصادی ایران در مقابل همدیگر بود. بنابر این هر یک از این کشورها درصدد پیشی گرفتن بر رقیب بودند. از سوی دیگر مجلس شورای ملی پس از سقوط رضاشاه، دیگر فرزند و جانشین وی محمدرضا پهلوی را چندان مهم تلقی نمی‏کرد و جایگاه او را به حد فردی که لازم است فقط سلطنت کند، نه حکومت، تنزل داده بود.

بنابر این مهم‌ترین ابزار اعمال سلطه انگلیس در شئون مختلف کشور، یعنی شخص شاه، قدرت در خور توجهی نداشت. به همین دلیل این کشور جهت تحکیم موقعیتش در ایران به قدرتیابی فائقه شاه در مقابل دیگر نیروهای دارای نفوذ و اقتدار داخلی نظیر هیأت دولت و به‌ویژه مجلس شورای ملی نیاز مبرم احساس می‏کرد. اما در مجلس شورای ملی که در واقع مرکز ثقل اصلی تحولات کشور به شمار می‏رفت و تصمیمات مهم و کلان کشور نظیر مسئله نفت در آن مکان حل و فصل می‏شد، نمایندگان آرایش یکدستی نداشتند. گروهی بدون وابستگی به کشورهای خارجی گرایش‏های صرف استقلال‏خواهی و وطن‏پرستانه را دنبال می‏کردند. گروهی از سیاست‏های شوروی در ایران پشتیبانی می‏کردند. گروه سوم به سیاست انگلیس گرایش داشتند و از اهداف مختلف سیاسی، اقتصادی این کشور در ایران پشتیبانی می‏نمودند. با این حال هیچ یک از گروههای سه‌گانه اخیر برتری قاطعی در مجلس نداشت و در صورت ائتلاف دو گروه بر ضد دیگری آرایش و تعادل نیروها به هم می‏خورد. غیر از این گروه‌ها عده‏ای نیز هرچند گرایش‏های استقلال‏خواهی داشتند اما جهت کاستن از نفوذ قدرتهای خارجی بالاخص شوروی و انگلیس بی میل نبودند که پای قدرت دیگری مانند آمریکا نیز به میان کشیده شود تا در فشارهای این دو قدرت بر شئون مختلف کشور اندکی تخفیف حاصل آید. با توجه به موضع‏گیری هر یک از این جناح‏ها و احزاب در مجلس می‏شد ارزیابی کرد که ائتلاف گروههای استقلال‏خواه با طرفداران شوروی و مدافعان تز ورود قدرت ثالث (آمریکا) به ایران، برای مقابله با انگلستان چندان دور از ذهن نمی‏نماید. بدین ترتیب به نظر می‏رسید ائتلافی، هرچند بدون هماهنگی و نامتعارف، بر ضد انگلستان در عرصه سیاسی – اجتماعی ایران در حال شکل‏گیری است. در چنین شرایطی بود که به ویژه مجلس شورای ملی طی سالهای۱۳۲۳-۱۳۲۷ قوانینی در جلوگیری از واگذاری امتیازات نفتی به کشورهای خارجی تصویب کرد و در همان حال دولت انگلستان که به درستی بر این باور قرار گرفته بود که منافع (البته نامشروع) عظیم نفتی‏اش در جنوب و غرب ایران با خطرهای جدی مواجه شده‌است، درصدد چاره‏جویی برآمد. قرارداد الحاقی نفت (که اندکی بعد با نام قرارداد گس-گلشائیان هم مشهور شد) مهم‌ترین طرحهای بریتانیا برای حفظ و تحکیم موقعیتش در سرپل‏های عظیم نفتی ایران در جنوب و غرب کشور بود.

=== قرارداد ۱۹۳۳ ===

قرارداد ۱۹۳۳، یا قرارداد ۱۳۱۲ (خورشیدی)، قراردادی بین دولت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس بود که در دوره رضاشاه پس از الغای قرارداد دارسی و عملاً برای تمدید مدت آن قرارداد منعقد شد.

شخص رضاشاه پس از مذاکره با سر جان کدمن، رئیس شرکت نفت ایران و انگلیس، و هور سفیر بریتانیا درایران این قرارداد را قبول کرد و مقامات دولت را وادار به تصویب آن کرد. مجلس شورای ملی نیز به اتفاق آرا آن را تصویب کرد.

در این قرارداد شرکت نفت ایران و انگلیس همچنان به اکتشاف و استخراج و فروش منابع نفتی ایران، بدون هیچ الزامی به ارائه صورت عملکرد به دولت ایران، ادامه می‌داد. مدت قرارداد ۶۰ سال تعیین شد.

قانون ملی شدن نفت که در سال ۱۳۲۹ تصویب شد این قرارداد را باطل کرد ولی پس از کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲ قرارداد کنسرسیوم جانشین آن شد.

=== قرارداد گس-گلشائیان ===

قرارداد گس-گلشائیان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت انگلیس و ایران به عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. بر اساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.

نام قرارداد از نام دوتن از مذاکره کنندگان یعنی سر نویل گس (از مقامات شرکت) و عباسقلی گلشائیان (وزیر دارائی ایران) گرفته شده‌است.

این قرارداد به تصویب مجلس شورای ملی نرسید و به جای آن قانون ملی شدن نفت ایران تصویب شد.

=== قرارداد کنسرسیوم ===

قرارداد کنسرسیوم قراردادی است که پس از کودتای ۲۸ مرداد بین دولت ایران و کنسرسیومی از شرکت‌های نفتی بین‌المللی برای بهره‌برداری از منابع نفتی ایران بسته شد.

در این قرارداد که به «قرارداد امینی-پیج» نیز معروف شده‌است برخلاف قانون ملی شدن نفت ایران باز هم اکتشاف و استخراج و فروش نفت به دست شرکت‌های خارجی سپارده شد و ایران به دریافت حق‌الامتیاز (با نام مبهم «پرداخت اعلام شده») اکتفا کرد.

این قرارداد براساس اصل کلی پنجاه-پنجاه طرح شد. مذاکره کننده اصلی ایران در مسائل مربوط به این قرارداد دکتر علی امینی وزیر دارائی کابینه سپهبد زاهدی بود. بر اساس این قرارداد شرکت نفت ایران و انگلیس ۴۰٪، شرکت‌های آمریکائی نیز ۴۰٪، شرکت شل ۱۴٪ و شرکت فرانسوی ۶٪ در منافع کار سهیم بودند.

===جنگ ایران و عراق===

در طول جنگ ایران و عراق میادین و تاسیسات نفتی ایران مورد حمله هوایی ارتش عراق قرار می‌گرفت. از میان نقاط هدف صنعت نفت ایران برای عراق در طول جنگ تاسیسات نفتی جزیره خارک و پالایشگاه آبادان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند. هدف عراق از این حملات قطع صادرات نفت ایران بود، با این حال حتی یک روز نیز صادرات نفت ایران در طول جنگ قطع نگردید.

در نهایت صنعت نفت ایران در طول جنگ ۸ ساله در حدود ۱۰۰۰ شهید، ۹۷۰۰ مجروح و ۱۱۸۰ اسیر را متحمل شد.

==سرمایه‌گذاری==

قبل از انقلاب اسلامی ایران ۲۵ قرارداد برای اکتشاف و بهره‌برداری از منابع نفت و گاز ایران به امضا رسید که چهار قرارداد به صورت امتیازی، ۱۱ قرارداد به صورت مشارکت در تولید و سود و ۹ قرارداد به صورت خدماتی همراه با ریسک بوده است. اما پس از انقلاب تمام قراردادهای امضا شده از نوع خدماتی بیع متقابل بوده است. تا قبل از تعریف کردن قراردادهای بیع متقابل در سال ۱۳۷۵، هیچ نوع قرارداد توسعه‌ای در صنعت نفت ایران وجود نداشت. تنها مشارکت خارجی‌ها حضور پیمانکارانی بود که با منابع مالی از داخل کشور اقدام به فعالیت می‌کردند. که به دلیل هزینه‌های هنگفت استخراج و بهره‌برداری از منابع هیدروکربنی، هیچگاه منابع مالی داخلی کفایت این امر را نمی‌کرده و توسعه میادین نفت و گاز به کندی انجام می‌گرفت. اولین قرارداد بیع متقابل صنعت نفت ایران در سال ۱۹۹۵ با شرکت نفتی توتال فرانسه برای توسعه میدان سیری انجام گرفت. با روی کار آمدن نهمین دولت ایران و تصمیم جدی بر از سرگیری برنامه هسته‌ای ایران و تقابل کشورهای غربی با این تصمیم، سرمایه‌گذاری خارجی در بخش صنعت نفت ایران کاهش یافت. تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران و واکنش‌های احتمالی از جانب مقامات ایران از دلایلی است که موجب می‌شود سرمایه‌گذاران خارجی تمایل به سرمایه‌گذاری‌های کلان در این زمینه نداشته باشند.

==تولید==

در پایان سال ۲۰۰۸ میزان تولید نفت ایران ۴٬۳۲۵٬۰۰۰ بشکه برآورد شده است. همچنین تولید گاز ایران در همین زمان میزان تولید گاز نیز ۱۱۶٫۳ میلیارد متر مکعب می‌باشد.

==صادرات==

ایران یکی از کشورهای عضو اوپک می‌باشد؛ با اینحال همواره قیمت فروش نفت خام این کشور کمی کمتر از میانگین قیمت سبد نفتی اوپک می‌باشد.

بنابر آمار سال ۲۰۰۷، ایران چهارمین صادرکننده عمده نفت در جهان نامیده می‌شود. در این سال به طور متوسط ۲٫۴۵ میلیون بشکه نفت در روز از ایران صادر شده که ۶۰ درصد آن به کشورهای واقع در شرق کانال سوئز، ۳۲ درصد به کشورهای اروپایی و مابقی به آفریقا صادر شده است. اصلی‌ترین محصولات صادراتی صنعت نفت ایران را نفت موتور، نفت صنعتی، گریس، ژل‌های نفتی، متانول و قیر بوده است.

==نفت ایران از سلطه استعمار تا تسلط استبداد==

از کشف اولین حوزه نفتی در ۱۰۲ سال پیش در مسجد سلیمان که ایران را در ردیف دارندگان و صادرکنندگان بزرگ نفت در دنیا قرار داد تا ۶۰ سال پیش که نمایندگان دوره شانزدهم مجلس شورای ملی در جلسه روز ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ ماده واحده ملی شدن صنعت نفت ایران را از تصویب گذراندند (که روز ۲۹ اسفند به تائید مجلس سنا رسید)، ایرانیان ۴۰ سالی شاهد بهره‌برداری بی‌رویه و خارج از عرف انگلیسی‌ها در صنعت نفت بودند که با دخالت‌های سیاسی نیز توام شده بود.

۶۰ سال پیش گرچه صنعت نفت ایران ملی اعلام شد، ولی با کسب درآمد بیشتر از نفت و ارتزاق دولت از آن، مصایب ومشکلات ملی در ابعاد گوناگون پدیدار گشته و از آن پس تا امروز بر خیل پرسش‌ها درباره نعمتی طبیعی که برخی به سان نقمتی تحمیلی می‌دانند افزوده شده و مناسبت‌هایی همچون شصتمین سالگرد ملی شدن صنعت نفت که صاحبنظران را به بحث وامی‌دارد، از مجال‌هایی است برای بازگویی این پرسش‌ها و تلاش برای رفع ابهام و کسب پاسخ برای آن. سووالاتی از این دست که آیا نفت در توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا عقب‌ماندگی و عدم توسعه‌یافتگی ایران نقشی داشته است یا خیر؟ آیا نفت به ایران قدرت بخشید و یا اینکه عامل بازدارنده‌ای شد برای دستیابی به موقعیت‌های ویژه در مسیر توسعه یافتگی کشور؟

نفت از زمان اکتشاف و استخراج آن دو سال قبل از انقلاب مشروطه، با سلطه انگلیس- آمریکا و قرارداد ۱۹۰۷ و گسترش نفوذ انگلیس در ایران پیوند خورد. آیا این استعمار توام با استخراج نفت‏، توانسته است سیستم بوروکراتیک خود را تحمیل کند یا نه؟

پرسش دیگر این است که آیا می‌توانیم ادعا کنیم نفت و دموکراسی با هم مرتبطند؟ نفت و استبداد، نفت و استعمار، نفت و بازار آزاد، نفت و قلمرو حضور و نقش ملت ایران چطور؟ این مسایل هر کدام می‌تواند به عنوان یک مطالعه موردی در بررسی تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ایران معاصر مورد بحث قرار گیرد. به عنوان نمونه‏، بر اساس برداشت‌های انتزاعی ‌از تاریخ، می‌تواند سوالی مطرح ‌شود که پاسخ‌های آن ما را به نقدهای جدی‌تری رهنمون سازد و این نقدها به ما کمک کند تا با توسعه فکر تاریخی در تحولات اقتصادی و سیاسی ایران معاصر آشنا شویم. آیا می‌توانیم رضایت خود را از آنچه به عنوان ملی شدن نفت یاد شده است،‏ اعلام کنیم؟ آیا می‌توان گفت نفت بصورت نیم‌بند از دست استعمار خارج شد ولی دو دستی تقدیم قدرت استبداد داخلی گردید؟ آیا دولتی که مبتنی بر مالکیت نفت باشد و ماهیتاً دولت ثروتمندی است، به حضور دولت ملی با گرایش مردم باورانه و ترغیب آزادی‌های اساسی که بیانگر جامعه پویا و مدنی است و اساس پیشرفت و توسعه جامعه که بر حسب تجربه تاریخ بشر آزادی و استقلال هر ملتی مرهون نگاه ژرف رهبران و دولت‌مردانشان است، حس می‌کند و نیازی به نقش مردم سالارانه دارد؟ اینجاست که هزار نکته باریکتر از مو در ذات و ضمیر این نگاه و تفکر وجود دارد که این طلای سیاه بلاسوز است یا خانما‌ن‌سوز؟ آزادی‌آور است یا آزادی‌ستان و یا پیشرفت و توسعه و آزادی‌های مشروع و قانونی را نوید داده است یا سیه‌روزی و استبداد و عقب‌ماندگی؟ کدام واقعیت را می‌بایست رصد کرد و از کدام منظر حقیقت‌های تاریخی را تدوین و ترسیم نمود؟

دولت نفتی یا نفت دولتی تفکر توسعه را بصورت فرمایشی از بالا به پایین به صورت یک فرهنگ درآورده است. عارضه دهشتناکی که هم اکنون پس از۶۰ سال اقتصاد ملی ما را چنان بخود معطوف کرده و بصورت یک اپیدمی‌ در سلول‌های فکرساز رخنه کرده‌ و باعث اقتصاد فرمایشی شد و به همراه خود بحران توسعه فرمایشی را به همراه داشت؛ کشورهایی که نفت نداشتند ولی در عمل بصورت منطقی به فرایند توسعه و نقش بازار و اقتصاد نگریستند، امروز در مقایسه و رقابت با ممالک نفتی از وضعیت بسیار بهتری برخوردارند و با بهره‌گیری از توسعه غیرفرمایشی توانستند اندام اقتصاد ملی خود را با پویایی فکر و تلاش به تکاپوی بیشتری وادارند.

واقعه ملی شدن نفت حتی نتوانست تا سال ۴۸-۱۳۴۷ از نفت ایران استعمارزدایی کند و حتی یک حکومت خودمختار در مدیریت نفت دولتی ایجاد کرد. ملی شدن نفت در ایران مکانیزم‌های توسعه را به همراه نداشت و باعث شد به دلیل فقدان مکانیزم‌های دموکراتیک، به منبع درآمد متمرکز برای دولت تبدیل شود. صندوق پر مایه دولت و فقد بینش دمکراتیک، نگاه به پدیده‌های آزادی‌های اجتماعی و عدالت و توسعه و پیشرفت را نه تنها توسعه نداد و دولت‌های ملی و برخاسته از آرای مردم پدید نیاورد، بلکه دولت استبدادمحوری را طی چند دهه به کشور تحمیل کرد. نفت ثروتی شد برای اقطاب قدرت و پشتوانه‌ای شد برای امیال آزادی ستانشان، ثروتی که می‌توانست دولت ملی پدید آورد و با آن نماد عظمت حضور مردم را تثبیت کند و شکوه شادی و نشاط و طراوت مردم که قدرت افزا بودند را تحکیم بخشد اما با صد تاسف با ملی شدن نفت و حاکمیت دوگانه مدیریت نفت، پایه‌های رژیم پادشاهی مستحکم شد و الگو‌های اقتصاد دولتی و نفت دولتی تقویت شد.

در این شرایط اقتصاد دولتی، ناسازگاری‌هایی با روند دموکراتیک و نقش مردم پیدا می‌کند. نفت عاملی برای کودتا در ایران، عاملی برای رقابت دولت‌های آمریکا وانگلیس و وابستگی بسیاری از رجال آن وقت شد و در یک کلام عاملی که موجب عقب ماندگی کشور از توسعه همه جانبه اقتصادی شد. توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی یا محال است یا ناقص. توسعه اقتصادی زمانی پایدار است که مبتنی بر فرهنگ توسعه سیاسی باشد و توسعه سیاسی مبتنی بر این اصول است که دولت، خدمتگزار مردم باید باشد نه ولی‌نعمت آنها و نه اینکه دولت‌ها با ثروت و تصرف درآمدهای نفتی هر اقدامی‌ را بدون پشتوانه مردم انجام دهند. اگرچه نفت از دست استعمار خارج شد اما باعث شد تا ریشه‌های استبداد داخلی بدلیل بهره‌برداری از شیر درآمد نفتی که بر خزانه دولت جاری بود روند تحولات و توسعه ایران را با چالش و بحران روبرو سازد.

این گفتار را با این سوال به پایان می‌برم که نفتی که از دست استعمار خارج شد، دولتی شد یا ملی؟ آیا بهتر نیست بگوییم پروسه دولتی شدن نفت ایران چه اثراتی را برجای گذاشته است؟ نفت اگر به معنای واقعی ملی شده و در اختیار مردم قرار گرفته بود ما ۲۵ سال بعد از آن گرفتار حاکمیت مستبد نمی‌شدیم. نفت ایران از دست استعمار خارج شد و در اختیار استبداد قرار گرفت. دولتی که تمام قدرت را از نفت بگیرد و شیر نفت را در جیب خود ببیند، ضرورتی به پاسخگویی در مقابل مردم و احترام به رای مردم احساس نمی‌کند. دولتی که وابسته به مردم نباشد نهایتا راه استبداد را در پیش خواهد گرفت.

تفکر ملی شدن نفت گرفتار فقد فکری و پشتوانه علمی‌ بود، ای کاش نخبگان مبارزمان در آن هنگام فرهنگ‌سازی می‌کردند و همان‌گونه که برای قطع مطامع دول استعماری از سرمایه و ثروت ملی ایران تلاش کردند، به گونه‌ای لایحه‌ای تنظیم می‌کردند که نفت از دست استعمار خارج شده، پشتوانه قدرت و سلاح دولت استبدادی و ضد ملی شاهنشاهی نشود و ای کاش فرهنگ دولت‌ها با ابتکار عمل ستودنی ضداجنبی تغییر پیدا می‌کرد. اکنون پس از سال‌ها همچنان تفکر اقتصاد متکی بر نفت و دولت، متصدی و متولی و بسیط دست بزرگترین بلیه اقتصاد توسعه محور و اقتصاد عدالت گستر است. سربسته عرض می‌کنم گزارش اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی‌ پیرامون درآمد‌های نفتی دولت وهزینه‌های مدیریت خصلتی آن حاکی از اقتصاد آشفته نفتی است.

بی‌تردید دولتی که اقتصاد نفتی تصدی‌گر را باور دارد و آن را ترویج می‌کند باید بیمناک فرهنگ اقتصاد تکدی‌گر هم باشد که با روح عدالت و با اساس زیربنای توسعه سیاسی و اقتصادی فاصله دارد.

== جستارهای وابسته ==

* میدان‌های نفتی ایران
* اقتصاد نفت
* انرژی در ایران
* شرکت ملی نفت ایران
* میدان‌های گاز ایران
* خط لوله صلح

==پانویس==

== منابع ==

* پیش بینی کاهش چشمگیر درآمد نفتی ایران
* Globalsecurity
* جایزه: جستجوی حماسی برای نفت، پول و قدرت»، دانیل یرگین (۱۹۹۳)
* اعترافات یک جانی اقتصادی
* کنفرانس چشم انداز نفت و گاز خاورمیانه در لندن
* سایت اقتصادی بازرگانی ارانیکو (بخش مقالات)

== پیوند به بیرون ==

* وب‌گاه رسمی شرکت نفت فلات قاره
* نگاهی آماری به دست‌آوردهای صنعت نفت و گاز ایران در بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ روزنامه دنیای اقتصاد
* کوریدر نفتی و ایران
* سرگذشت نفت ایران

* قراردادهای نفتی ایران

* تشدید حکومت مافوق اجتماعی و سقوط نظام پهلوی

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.