شیخ فضل‌الله نوری

شیخ فضل‌الله نوری، (متولد ۱۲۵۹ ه.ق – فوت ۱۳ رجب ۱۳۲۷ه.ق. / ۳۱ ژوئیه ۱۹۰۹ م). پسر ملاعباس نوری مازندرانی معروف به شیخ فضل‌الله یا حاجی شیخ نوری از مجتهدان شیعه دوازده امامی و از منتقدین انقلاب مشروطه ایران بود که به علت انتقادهایش که بیشتر جنبه مذهبی داشت، به حمایت و همراهی از محمد علی شاه شهرت داشت. وی پس از خلع محمدعلی شاه از سلطنت، در میدان توپخانه به دست مشروطه‌خواهان ایرانی به دار آویخته شد.

== زندگینامه ==

وی پس از تحصیل علوم دینی مقیم تهران گشت و در وقایع انقلاب مشروطه ایران به حمایت و همراهی از محمد علی شاه و به مخالفت با سید محمد طباطبائی و عبدالله بهبهانی -دو روحانی مشروطه‌خواه- برخاست . در مسأله بانک استقراضی روس، شیخ فضل‌الله نوری مدرسه و گورستان را به بهای هفتصد و پنجاه تومان به مستشارالدوله فروخت و به بانک واگذار کرد{مدرک}. شیخ فضل‌الله همچنین علمای مشروطه‌خواه نجف، از جمله آخوند خراسانی و آیت‌الله عبدالله لاهیجی را تکفیر کرد.{مدرک} فضل‌الله نوری الگوهایی ارائه داد که به مشروعه مشهور شد. او نوشتن هرگونه قانون و واداشتن شهروندان به پیروی از قانونی که در شرع آورده نشده‌است را نادرست می‌دانست و با برقراری مجلس انتخابی و نیز مسأله تقسیم قوا مخالفت می‌ورزید. او مشروطه را «فتنه» می‌خواند و قانون اساسی را «دستور ملعون» و «ضلالت‌نامه» (رساله حرمت مشروطه، ترکمان، ص ۱۰۷) می‌نامید. در مقابل یکی از مواد آن که «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی‌الحقوق خواهند بود» به طور مشخص مخالفت کرد و گفت «محال است با اسلام حکم مساوات». تقسیم قوا به سه قوه را «بدعت و ضلالت محض» خواند.(در قانون اساسی تفکیک قوا ذکر شده بود) از جمله نظریات شیخ فضل‌الله نوری حضور هیئتی از مجتهدین واجد شرایط برای مراقبت بر مجلس شورا بود. این چند نفر هیئت مستقل از مجلس و موازی نهاد مجلس بود. پس از فتح تهران، شیخ فضل‌الله نوری گرفتار شد و به حکم شیخ ابراهیم زنجانی در ۱۳ رجب ۱۳۲۷ هجری قمری برابر با ۹ مرداد ۱۲۸۸ در میدان توپخانه به دار کشیده و در قم دفن شد.

== عقاید سیاسی ==

زمانی که شیخ فضل‌الله نوری استبداد محمدعلی شاه را با عنوان حکومت مشروعه توجیه شرعی می‌کرد، رهبر دینی نهضت مشروطه آخوند خراسانی به وی یادآوری کرد که اگر چه در زمان غیبت، حکومت مشروعه (حکومت اسلامی) ممتنع است، اما تنها حکومت مشروع حکومت مبتنی بر عدالت است که قدرت سیاسی مقید و محدود به قانون و تحت نظارت نمایندگان مردم باشد.

او از مخالفین احداث مدرسه دخترانه بود. از مهم‌ترین تألیفات او کتاب تذکرهالغافل و ارشاد الجاهل، صحیفه مهدویه و نیز رساله حرمت مشروطه است.

پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در ایران، نظام جمهوری اسلامی ایران از وی به عنوان «شهید شیخ فضل‌الله نوری» یاد می‌کند و بزرگراهی در شهر تهران را نیز به نام وی نامگذاری کرده‌است. در جمهوری اسلامی ایران، نهاد نظارت استصوابی شورای نگهبان بر پایه نظر شیخ فضل‌الله نوری پیش‌بینی شد.

== عقاید وی درباره مدرسه به سبک جدید ==

شیخ فضل‌الله نوری در جلسه‌ای به ناظم‌الاسلام کرمانی درباره مدارس جدید می‌گوید: «ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟ مدارس را افتتاح کردید. آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟ نمی دانید در دولت مشروطه اگر من بخواهم روزنه و سوراخ این اتاق را متعدد نمایم باید مالیات بدهم و اگر یک سوراخ را دو سوراخ کنم باید مالیات بدهم و کذا و کذا. »

شیخ فضل الله نوری «اباحه مسکرات و اشاعه فاحشه خانه ها و افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیزگان و صرف وجوه روضه خوانی و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در ایجاد کارخانجات و تسویه طرق و شوارع…» را خلاف شرع میداند.

==فتوائی از مخالفان وی==

در جلسه روزشنبه بیست ونهم ذیقعده ۱۳۲۵ انجمن تبریزکه مطالب آن در روزنامه انجمن چاپ شده از تلگرافی صحبت میشود که از علمای تراز اول شیعه نجف به تهران رسیده است. مضمون آن چنین ذکر شده است:

“(تلگراف ثانی)جنابان حجت الاسلام بهبهانی و طباطبائی:

نوری چون مخل آسایش و مفسد است، تصرفش در امور حرام است.

محمد حسین نجل میرزاخلیل – محمدکاظم خراسانی – عبداله مازندرانی”

== خانواده ==

* دکتر منوچهر آزمون
* دکتر نورالدین کیانوری
* دکتر سید حسین نصر (نوادهٔ دختری)

== رساله حرمت مشروطه ==

در مورد رساله حرمت مشروطه، تردیدی نیست که این رساله توسط شیخ فضل الله نوری نگارش شده است امّا در مورد رساله «تذکره الغافل و ارشاد الجاهل» محل بحث است که آیا این رساله از آن شیخ فضل الله است یا از عبدالحیّ نوری است. این کتاب زمانی نوشته شد که شیخ مخالف مشروطه بود. در این کتاب آمده است: «چرا مساعدات جدی اولیه حجه الاسلام به مخالفت با مشروطیت و مهاجرت به حضرت عبد العظیم پیوست؟ آیا این مخالفت موجب شرعی داشت و به این سبب بود که مشروطه را با قوانین شریعت آسمانی مخالف یافتند؟ اگر علت مخالفت با مشروطیت موجب شرعی نداشت، پس به چه دلیل با آن مخالفت کردید؟» این خلاصه سوءال از شیخ است.

شیخ در پاسخ در رساله حرمت مشروطه می گوید: زیادی بصیرت و دانستن عموم مسلمین، حکم و فتوا را در این قضیّه حادثه به وجه اقتصار اظهار می دارد که منشأ فتنه، فِرق جدیده و طبیعی مشرب ها بودند که از همسایه ها اکتساب نمودند و به صورت بسیار خوشی اظهار داشتند که قهراً هر کس فریفته این عنوان وطالب این مقصد باشد مجذوب آن خواهد شد. به این سبب که در طلب عدل برآمدند و کلمه طیبه «العدل» را هر کس استماع نمود بی اختیار در پی تحصیل آن کوشید و به اندازه وسعت به بذل مال و جان خودداری نکرد. من جمله خود داعی هم اقدام به این امر نموده و متحمّل زحمات سفر و حضر شدم و اصحاب هم مساعدت نمودند.

وقتی که شروع به اجرای این مقصد شد دیدیم دسته ای از مردم که همه وقت مَرمِیّ به بعضی از انحراف بودند وارد برکار شدند. کم کم کلمات موهمه از اینها شنیده شد که حمل بر صحت می شد. تا اینکه یک درجه پرده از آن برداشتند و بنای انتخاب وکلاء و مبعوثین با اعتماد بر اکثریت آراء گذاردند، باز هم اغماض شد. که اینها برای انتظام امور و بسط عدالت است. تا رفته رفته، بنای نظامنامه و قانون نویسی شد. گاهی با بعضی مذاکره می شد که این دستگاه چه معنا دارد؟ چنین می نماید که جعل بدعتی و احداث ضلالتی می خواهند بکنند و الاّ وکالت چه معنا دارد؟ موکّل کیست؟ و موکّل فیه چیست؟ اگر مطالب امور عرفیه است، این ترتیبات دینیّه لازم نیست و اگر مقصد امور شرعیه عامه است، این امر راجع به ولایت است نه وکالت. و ولایت در زمان غیبت امام زمان(عج) با فقهای مجتهدین است نه فلان بقال و بزّاز. و اعتبار به اکثریت آراء در مذهب امامیّه غلط است. قانون نویسی چه معنا دارد؟ قانون ما مسلمانان همان اسلام است که بحمدالله تعالی، طبقه بعد طبقه روات اخبار و محدّثین و مجتهدین متحمّل حفظ و ترتیب آن شدند و حال هم حفظه آن بحمد الله تعالی بسیارند…

با مساعدت جمعی ماده نظارت مجتهدین درهر عصر، برای تمییز آراء هیئت مشتمل اظهار شد. و چون نتوانستند ظاهراً رد کنند قبول کردند و فصلی با زحمات زیاد با توافق همه نوشته شد. بعد از تثبیت به اینکه رجوعی نشود علی حدّه به طبع رسانده و به همه ولایات انتشار داده شد. چون این را دیدند و فهمیدند که با این ترتیب اگر بدون تغییر واقع شود فی المره از مقاصد فاسده خود محرومند؛ کردند، آنچه کردند و دیدم آنچه دیدم، و کشیدم آنچه کشیدم و متعقب به ناحیه زاویه مقدّسه شدم و در ظرف ۹۰ روز تمام، با جمعی کثیر از مجتهدین واساطین و فقهاء آنچه گفتنی و نوشتنی بود، گفته شد و نوشته شد و به همه رسانده شد تا عاقبت آن ورقه التزام به احکام اسلام و عدم تخطّی از آن را دادند و داعی و علمای اعلام مراجعت کردیم.

بعد تفریق و انکشاف ملحمه جَو را صافی و عرصه را خالی دیدند. قانون ملعون را بعد از تصحیح، تحریف و آن ماده نظارت را به امضای بعضی از خوارج نهروان تصرف نموده، بر وجهی که بالمرّه فائده مقصوده از آن را ببرند و صورتاً ساده لوحان تصدیق می کردند….

بالجمله، این فتنه عظمی از بدو بروز تا یوم انقراض سه مرحله را طی کرده است:

* مرحله تقریر و عنوان
* مرحله تحریر و اعلام
* مرحله عمل و امتحان

و امّا مرحله اولی؛ و… یکی از مواد آن ضلالت نامه (قانون اساسی) این است که افراد مملکت متساوی الحقوق اند. در این طبع آخر این نوشته شد، اهالی مملکت در برابر قانون دولتی متساوی الحقوق اند … نظرم هست در وقت تصحیح در باب این ماده یک نفر که از اصول هیئت معدود بود گفت به داعی که این ماده چنان اهمیت دارد که اگر این باشد و همه مواضع را تغییر بدهند، دوَل خارجه ما را به مشروطه می شناسند و اگر این مادّه نباشد لکن تمام مواد باقی باشد ما را به مشروطگی نخواهند شناخت و در جواب او گفتم فَعَلی الإسلام السلام. برخاستم و گفتم، حضرات جالسین بدانید مملکت اسلامیه، مشروطه نخواهد شد. زیرا که محال است با اسلام حکم مساوات. حال ای برادر دینی تأمّل کن به احکام اسلامی که چه مقدار تفاوت گذاشت بین موضوعات مکلفین در عبادات و معاملات و تجارات و سیاسات از بالغ و غیر بالغ، ممیّز و غیر ممیّز، عاقل و مجنون، صحیح و مریض، مختار و مضطر، راضی و مکره، اصل و وکیل و ولی، بنده و آزاد، پدر و پسر، زن و شوهر، غنی و فقیر، عالم و جاهل، شاک و متیقن، مقلد و مجتهد، سیّد و عامی، موسرو معسر، کافر ذمی و حربی، و کافر اصلی و مرتد، مرتد ملی و فطری و غیرها مما لا یخفی علی الفقیه الماهر…

اگر این قانون دولتی مطابق اسلام است که ممکن نیست در آن مساوات، و اگر مخالف اسلام است، منافی است با آنچه در چند سطر قبل نوشته شده که آنچه که مخالف اسلام است قانونیت پیدا نمی کند. …… و اعجب من الکُل، اینکه می گوید مواد قانونیه قابل تغییر است. آیا این تغییر از اسلام به کفر است یا از کفر به اسلام است…..

ماده ای دیگر که در این ضلالت نامه است، آزادی قلم و آزادی مطبوعات است. بعد از تغییرات و تبدیلات عین عبارت این است. «عامّه مطبوعات، غیر از کتب ضلال و مواد مضرّه به دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است». به موجب این مادّه بسیاری از محرّمات ضروری الحرمه، تحلیل شد. زیرا که مستثنی فقط دو امر شد. یکی کتب ضلال و دیگر مواد مضرّه به دین. و حال آنکه یکی از محرمات ضرورّیه افتراء است و یکی از محرّمات مسلّمه غیبت از مسلم است و همچنین قذف مسلم و ایذاء وسَبّ و فحش و توهین و تخویف و تهدید و نحو آن، از ممنوعات شرعیه و محرّمات الهیّه است. و مَنْ حلّل حراماً، حاله معلوم و حکم آن مبین است و العجب در غیر مورد مستثنی، منع از ممیزی شد و حال آنکه نهی از منکر از اصول عملیات است و این نویسنده و رأی دهنده نهی از منکر کرده است و… .

ای برادر! تأمل کن، اگر مطلب خوب بود، چرا حامی او مردمان فاسد العقیده و فاسق العمل بودند. بلی بعضی ظاهر الصلاح هم بودند. که یا از ساده لوحی گول خورده اند یا آنکه از سنخ خوارج نهروان بودند. حقیقتاً، امتحان بزرگ الهی بود و به اندازه ای شیاطین به طردستی و تندی و چابکی حرکت می کردند که در احساس مشتبه به نظر می آمد. و العجب من الکل که این حادثه خبیثه را مستند می کردند به نصرت امام زمان(عج) و…

از جمله آن مواد ضلالت نامه این است: «حکم و اجرای هیچ مجازاتی نمی شود مگربه موجب قانون». این حکم مخالف مذهب جعفری(ع) است که در زمان غیبت امام(عج) مرجع در حوادث، فقهاء از شیعه هستند و مجاری امور به ید ایشان است…

فذلکه الکلام و حاصل المرام این است که شبهه و ریبی نماند که قانون مشروطه با دین اسلام حضرت خیرالأنام(ع) منافی است و ممکن نیست مملکت اسلامی در تحت قانون مشروطگی بیاید مگر به رفع ید از اسلام. پس اگر کسی از مسلمین سعی دراین باب نماید که ما مسلمانان مشروطه شویم، این سعی و اقدام در اضمحلال دین است و چنین آدمی مرتدّ است. و… عندی لااظن مخالف فیه و علیه حَکَمْتُ و الزمتُ و رَحمه الله من اَعان الاسلام و اهله و…

== نگارخانه ==

پرونده:Fazlohalh.jpg|نقاشی شیخ فضل الله نوری بر روی کاشی در عباسیه تکیه معاون الملک

== جستارهای وابسته ==

* فهرست افراد مرتبط با انقلاب مشروطه
* فهرست شاعران و نویسندگان دورهٔ مشروطه
* فهرست حزب‌ها و گروه‌های مرتبط با انقلاب مشروطه
* شیخ ابراهیم زنجانی، قاضی دادگاه شیخ فضل‌الله نوری

== پانویس ==

== منابع ==

* دولت آبادی، میرزا یحیی. حیات یحیی انتشارات فردوسی جلد دوم. صفحات:۱۲۹، ۱۶۹، ۱۸۵
* «مشروطهٔ ایرانی» ماشاء الله آجودانی

* بازخوانی روایت اعدام شیخ فضل‌الله نوری

== پیوند به بیرون ==

* رسالهٔ مشروطه‌خواهی، یادنامهٔ روزنامهٔ شرق، شمارهٔ ۵۲۸ (در قالب HTML/در قالب PDF – صفحهٔ ۱۷ به بعد).

mzn:شیخ فضل‌الله نوری{شخصیت‌های مشروطه}

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *