سامان (شهر)

سامان یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری ایران است. شهر سامان در حاشیهٔ دامنهٔ کوه شیراز قرار دارد. بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت سامان برابر با ۱۴٬۷۷۷ نفر بوده است.

== اقتصاد و صنعت گردشگری ==

سامان یکی از مهم‌ترین قطب‌های کشاورزی استان چهارمحال و بختیاری محسوب می‌شود و به دلیل قرار گرفتن در حاشیهٔ زاینده رود از بهترین و زیباترین مناطق گردشگری ایران به شمار می‌آید. مجتمع فرهنگی تفریحی پل زمانخان و باغهای اطرافش، مجموعهٔ کاخ پیشین فرح پهلوی که اکنون به هتل تبدیل شده، کازینو که به وزارت ارشاد واگذار شده و طرح دریاچهٔ مصنوعی که در مسیر رودخانهٔ زاینده رود درنظر گرفته شده‌است، آیندهٔ خوبی را از نظر گردشگری برای این شهر نوید می‌دهند. طرح ساخت مجموعه‌ای از خانه‌های ویلایی نیز در دست تهیه است.

== زبان و ادبیات ==

زبان مردم شهر و روستاهای پیرامون سامان اکثرا” زبان ترکی است.

اهالی سامان در محیط اداری و مدرسه به فارسی سخن می‌گویند؛ اما در خانه و کوی و برزن غالبا” با هم به زبان ترکی سامانی حرف می‌زنند.{مدرک} به خاطر همین اکثر شاعران آن دیار به غیر از فارسی به زبان ترکی سامانی وگاها” بختیاری نیز شعر می‌سرایند.

سامان، منطقه‌ای شعرخیز و زادگاه شاعرانی چون عمان سامانی و دهقان سامانی است که درایلات بختیاری می‌زیسته‌اند. از شاعران دیگر می‌توان «قطره سامانی»، «نیسان سامانی» و «قلزم» را نام برد.

==اعتقادات==

۱-هنگامی که عروس را به حجله می آورند میخ آهنی بزرگی را بشدت بزمین می کوبند و معتقدند بدینوسیله میخ زندگی او را محکم کرده اند و زندگی آنان به جدائی نخواهد کشید.

۲- وقتی عروس را وارد حجله می کنند بچه پسری را به بغل او می دهند و عقیده دارند بچه اول عروس پسر خواهد شد.

۳- موقعی که می خواهند عروس را از خانه پدر به خانه داماد ببرند دو عدد نان و چند تخم مرغ پخته را در دستمالی قرار داده و توسط برادر عروس به کمر عروس بسته می‌شود تابخانه داماد ببرد و عقیده دارند بدینوسیله خیر و برکت به خانه شوهر خواهد برد.

۴- هنگامی که زنی میزاید و در بستر می خوابد یک لنگه گیوه به جلو در اطاق میکوبند و معتقدند که وقتی کسی از راه میرسد و خسته است خستگی خود را به گیوه می دهد و در غیر اینصورت خستگی دچار بچه شده و بچه خفه خواهد شد.

۵- اگر کسی ناگهان مریض وی یا شکه شود آتشی روشن کرده و چندین بار بیمار را از روی آتش عبور میدهند و عقیده دارند با این کار بیمار بهبود خواهد یافت.

۶- عقیده مردم بر این است که هر کس ستاره ای در آسمان دارد و هنگامی که می میرد ستاره او نیز می سوزد بدین جهت هر گاه شهابی را در آسمان به بینند می گویند کسی مرده و این ستاره اوست که میسوزد.

۷- عده ای عقیده دارندکه آب نیز نر و ماده دارد، بدین جهت چندین سال پیش هنگامی که آب یکی از قنوات سامان که بنام (لاغ دم) معروف است بسیار کم می‌شود عقیده پیدا می کنند که این آب نر و زن می خواهد بنابر این دختری را با ساز و دهل به مظهر قنات آورده اند و او را وارد آب می کنند و در نتیجه آب زیاد جریان می یابد.

۸- هنگامی که قالی را می برند (کوجی) آنرا در سر گذر می گذارند و یکی می ایستد تا به بیند چه کسی می آید، اگر پسر یا مرد آمد می گویند زن آبستن پسر می زاید و اگر دختر یا زن آمد می گویند زن آبستن دختر می زاید.

۹- روز سه شنبه برای نذر کاچی می پزند و به کاچی سه شنبه معروف است، هفت عدد مغز بادام را در آن می اندازند وبعد از پختن تقسیم می کنند هر یک از این مغز بادامها در سهم هر خانواده ای که قرار گرفت (البته بطور تصادف) باید آن خانواده کاچی به پزد.

هنگامی که سگ با صدای ناراحت کننده ای زوزه بکشد کفش را وارونه قرار میدهند ومعتقدند که سگ دل درد گرفته و یگر خاموش می شود.

==افسانه ها==

افسانه علی مکان در مشرق سامان دره مصفائی وجود دارد که مردم معتقدند علی هنگام مسافرت در اینجا توقف کرده شب را مانده است بدین جهت این دره را علی مکان می نامند، البته هیچگونه آثاری وجود ندارد که مؤید این عقیده باشد، روزهای جمعه در اینجا به پختن نذری می پردازند.

افسانه کوه شیراز در مورد کوه شیراز که در ۳ کیلومتری غرب سامان واقع است افسانه أی نقل می کنند کهوجه تشبیه این کوه از همین جا ناشی می‌شود همچنین ثابت می‌کند که ایلات قشقائی تا سامان بیشتر می آمده اند، چوپانی در این کوه گله هائی داشته که هر روز برای آب دادن آنا را به سرچشمه می آورده و آب می داده، روزی متوجه میشود، که پیشرو گله که بنام (دوبر) نامیده می شود، چند روز است از چشمه آب نمی خورد چوپان در مورد پیدا کردن علت برمی آید تا اینکه می بینید (دوبر) از سوراخ سنگی آب میخورد، چوپان نی هفت بندی که علائم مخصوصی هم داشته وارد سوراخ می کند، اتفاقا” از دست او رها شده و در سوراخ بائین می رود تا اینکه پس از قشلاق چوپان در بازار شیراز نی خود را می بینید و از آن پس معتقد می‌شود که از زیر کوه تا شهر شیراز آب جاری است و برای همین نی او توسط آن آب به شیراز امده و سپس از آب گرفته شده است و این افسانه را هنوز هم عده أی نقل میکنند و معتقدند که از زیر کوه تا شیراز جریان آبی وجود دارد.

افسانه نعل شکن در کوه برمه که در جنوب غربی سامان کشیده شده یک شکاف حاصل شده که کاملا” شبیه پای اسب و نعل است، مردم عقیده دارند هنگامی که علی از این نقطه عبور می کرده پای اسبش به کوه می خورد و در نتیجه کوه شکسته، و جای پای اسب در کوه باقی مانده است. این شکستگی چنان منظم و زیباست که گوئی قالبی از جای پای اسب ریخته اند.

افسانه زن و مرد در شمال غربی سامان بر دامنه تپه أی چند ردیف سنگ بزرگ و کوچک چنان بچشم می خورد که گوئی گله أی از گوسفند و شتر هستند که خوابیده اند بطوریکه اگر کسی از جریان اطلاع نداشته باشد واز فاصله دور منظره را می بیند گمان می‌کند گله گوسفند وشتری را خوابانده اند.

مردم سامان معتقدند که این سنگها گلهٔ گوسفند هستند که در اثر غضب خداوند به سنگ تبدیل شده اند، جریان از این قرار است که زن گله داری مشغول پختن نان بوده و در همین هنگام بچه کوچکش مدفوع می‌کند زن چند نان بر میدارد تا بچه را پاک کند ولی دو عدد دستمال ابریشمی خداوند از آسمان برایش می فرستد ولی زن دستمالها را برداشته و با نان بچه را پاک می‌کند در نتیجه خداوند به او غضب می‌کند و او و شوهر و تمام گوسفندان و شترهای او را سنگ می کند.

این محل را امروزه دره زن و مرد می نامند و هر کس از این نقطه عبور کند یک سنگ به قبر زن و یک سنگ هم به قبر مرد می زند وبه آنان لعنت می فرستد.

==سامان به روایت عمان سامانی==

سامان که بود به زیر کوه شیراز

داده است به روح مرغ سعدی پرواز

آن مرغ شده به قالب دهقان باز

گوید غزل و همی بر آرد آواز

*

گر بخواهی نشان تو از سامان

او بود از بلوک اصفهان

در و بامش همه گلستان است

بلبلستان و غلغلستان است

== جستارهای وابسته ==

== پانویس و منبع ==

* مختصات و ارتفاع

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *