بهومیل هرابال

بـُهومیل هرابال‌ (زاده ۲۸ مارس ۱۹۱۴ در برنو، درگذشته ۳ فوریه ۱۹۹۷ در پراگ) از نویسندگان برجسته جمهوری چک (چکسلواکی آنزمان) است.

== زندگی ==

هرابال در سال ۱۹۴۸ دکترای حقوق گرفت و ضمن تحصیل دوره‌هایی در سطح دانشگاهی در فلسفه ادبیات و تاریخ گذراند اما پس از تحصیل از مدرک و سابقهٔ تحصیلی‌اش هیچ استفاده‌ای نکرد و به قول خودش به یک سری مشاغل جنون‌آمیز از جمله سوزن‌بانی راه‌آهن و راهنمایی قطارها، نمایندهی بیمه، دست‌فروش دوره‌گرد اسباب‌بازی، کارگر ذوب‌آهن و کار در کارگاه پرس کاغذ باطله پرداخت‌. هرابال در این دوره یک کارگر – روشن‌فکر بود. در جامعهٔ آن زمان چک کارگر – روشن‌فکر پدیده‌ای استثنایی محسوب نمی‌شد. بسیاری از روشن‌فکران استادان دانشگاه فلاسفه و هنرمندان در زمینه‌های متفاوت به اجبار یا اختیار مشاغلی چون کارگری ساختمان شیشه‌شویی، سوخت‌اندازی، رانندگی تاکسی و غیره را در پیش می‌گرفتند. آن‌چه در آثار هرابال به وضوح به چشم می‌خورد آشنایی خیره کننده هرابال با ظرایف شغل و زندگی این مشاغل است‌.

== نوشته‌های هرابال ==

در سال ۱۹۶۳ مجموعهٔ «مرواریدهای اعماق» تقریبٹ اولین اثر نویسنده به فاصلهٔ یکی دو ساعت به فروش رفت و نایاب شد و در ادبیات معاصر چک حادثه‌ای قلمداد گردید. بسیاری از آثار هرابال پس از چاپ در کشورهای مختلف و کسب شهرت دست آخر در مملکت خودی چاپ می‌شد. با این که هنوز کتاب هرابال چاپ نشده بود اما میلیون‌ها نفر در داخل و خارج مملکت آن را خوانده بودند. بهترین اثر وی را داستان «قطارهای تحت نظر» دانسته‌اند که از آن فیلمی نیز ساخته شده‌است. آثار وی در داخل به شکل خودنَشر (سامیزدات‌) تکثیر و در خارج اغلب توسط سازمان انتشاراتی ۶۸ در کانادا چاپ و توزیع و به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شد. در مقدمهٔ کتاب‌های چاپ خارج قید می‌کردند که کتاب بدون اجازهٔ نویسنده چاپ شده تا در مملکت باعث دردسر نویسنده نشود برای مثال کتاب «تنهایی پرهیاهو» هرابال به سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ نوشته به سال ۱۹۷۷ به صورت سامیزدات پخش به‌سال ۱۹۸۰ در خارج و بالاخره به سال ۱۹۸۹ در چک چاپ شد. با تمام این اوصاف هرابال یک سیاسی‌نویس نبود. هرابال از زندگی روانی و مناسبات حاکم بر زندگی مردم می‌نوشت‌. آثار وی یک گواهی نافذ و پایدار بر تاریخ معنوی معاصرش است‌. به نوشتهٔ تایمز آثار هرابال نوعی تاریخچهٔ غیر رسمی روان تسخیرناپذیر ملت چک و از آن بالاتر روان آدمیان در هر کجای جهان است‌.

کارگر – روشن‌فکر شخصیت اصلی رمان کوتاه «تنهایی پرهیاهو» او است‌. «هانتا کارگر کارگاه پرس کاغذهای باطله» است‌. شخصیتی بسیار خاص و اگر درست گفته باشم بی‌نظیر در ادبیات داستانی جهان‌. آنچه بیش از همه ما را شوک زده می‌کند سواد و اطلاعات فوق‌العادهٔ یک کارگر گوشه‌گیر و سادهٔ چنین کارگاهی در زمینه‌های الهیات فلسفه نقاشی ادبیات و… است‌. کارگری که در خلوت خود جهان را تمسخر می‌کند و تنهایی‌اش را با هیاهوی جنگ موش‌ها و موسیقی بی‌پایان فاضلاب‌های پراگ و رفت و برگشت پیستون پرس هیدرولیک پر می‌کند. هانتا یک شخصیت فراموش نشدنی در ادبیات امروز است‌. شخصیتی است که به آشنایی‌اش می‌ارزد. در طول تاریخ ادبیات نویسندگان نادری موفق به معرفی و خلق شخصیت‌های جدید و بکر شده‌اند و بی‌گمان هرابال یکی از آن‌هاست‌. تنهایی پر هیاهو درنظرخواهی از ناقدان ادبی و استادان دانشگاه و نویسندگان در آغاز سده کنونی به عنوان دومین اثر متمایز ادبیات نیمهٔ دوم سده بیستم چک برگزیده شد. مترجم فارسی، پرویز دوایی با پیشینهٔ سی و چند سال اقامت در چک و ایالت بوهمیا تنهایی پر هیاهو را در سال ۱۳۸۳ از زبان چک به زبان فارسی برگردانده است‌. این کتاب تنها کتابی است که ازهرابال به فارسی برگردانده شده‌.

آثار هرابال به همهٔ زبان‌های اروپایی ترجمه شده‌. آثارش در اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و لهستان و مجارستان در شمارگانی حتا بیشتر از چک چاپ شده است‌. آثار زیادی از وی به فیلم برگردانده شده و فیلم قطارهای به شدت مراقبت شده اسکار بهترین فیلم‌خارجی سال ۱۹۶۷ را به دست آورد. یان لوگنش منتقد ادبی چک معتقد است‌: با مرگ هرابال دوران یک نسل بزرگ ادبی قرن حاضر چک به نحوی بی‌بازگشت به پایان می‌رسد.

== معروفترین آثار وی ==

برخی از معروف‌ترین آثار وی عبارت‌اند از:

* کلاس رقص اکابر
* قطارهای تحت نظر
* آگهی واگذاری خانه‌ای که دیگر در آن نمی‌خواهم زندگی کنم
* اخبار قتل‌ها و افسانه‌ها
* تکلیف خانگی
* مرگ آقای بالتیسبرگر
* قضایا و گفتگوها
* جوانه‌
* کوتاه کردن مو
* من پیشخدمت شاه انگلیس بودم
* شهرکی که در آن زمان از حرکت ایستاد
* وحشی نجیب
* تنهایی پر هیاهو
* جشن گل‌های برفی
* اندوه زیبا
* زندگی بدون اسموکینگ‌
* عروسی درخانه
* زمین‌های خالی
* گره دستمال
* توفان
* ماه نوامبر
* قصه شبانه برای کاسیوس‌

روزی در ماه فوریه ۱۹۹۷ هرابال گفت که می‌رود به کبوترها دانه بدهد. پس رفت که به کبوترها دانه بدهد. هنگامی که در بیمارستان بستری بود. اما هنوز کسی نمی‌داند که او از پنجرهٔ طبقهٔ پنجم به زیرافتاد یا به زیر پرید. کسی درست نمی‌داند.

* هفته‌نامه نسیم جنوب (با اجازه برداشت آزاد)

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.