اسماعیلیه

اسماعیلیه یا باطنیه فرقه‌ای از شیعه امامیه‌است که معتقدان آن، محمد بن اسماعیل برادرزاده موسی کاظم را آخرین امام می‌دانستند. ظهور این فرقه اصلاً نتیجه اختلاف در امامت اسماعیل بن جعفر صادق با برادرش موسی بن جعفر بوده‌است. اسماعیلیان معتقدند که پس از مرگ جعفر صادق(در قرن هشتم میلادی) امامت به پسر بزگتر وی می‌رسید؛ اما چون پسرش اسماعیل پیش از پدر درگذشته بود، امامت به محمد بن اسماعیل منتقل شد که سابع تام است و دور هفت با او تمام می‌شود و پس از او امامت در خاندان وی باقی ماند. آنها در میان اهل سنت به «باطنیان»مشهورند و شیعه هفت امامی نیز نامیده می‌شوند. اسماعیلیه به دو فرقه مستعلوی و نزاری تقسیم می‌شوند.

پیشوایان اسماعیلی بعد از محمدبن اسماعیل به دو دسته تقسیم شدند که دسته‌ای ائمه مستور بودند و مخفیانه در شهرها می‌گشتند؛ در صورتی که دعات ایشان آشکارا مشغول دعوت بودند. بعد از ائمه مستور دور به عبید الله مهدی رسید که دعوت خود را آشکار کرد. به اعتقاد اسماعیلیان بعد از او اولادش نصاً بعد نص امامند و هر که در مخالفت با آنان بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده‌است (ماتَ میتهً جاهلیه). اسماعیلیان در دعوت خود مراحلی خاص را رعایت می‌کردند و دعات آنان بر حسب درجات معین می‌شدند. آخرین مرتبه معتقدان به این مذهب مرتبه (حجت) بود که از بین دعات، عده‌ای معدود توانستند حائز آن رتبه گردند. از میان دعات ایرانی ناصر خسرو و حسن صباح این رتبه را داشتند. دعات اسماعیلیه برای هر دوازده امام حجت تعیین می‌کردند که در دوازده جزیره (ناحیه) به نشر دعوت مشغول بودند و در دعوت خود به اعداد هفت و دوازده اهمیت می‌دادند. دعات اسماعیلی رئیسی به نام داعی الدعاه داشتند که در دستگاه خلیفه فاطمی به سر می‌برد. به عقیده اسماعیلیه از میان دعاتی که در غیبت امام مشغول فعالیت بوده و به پی افکندن مبانی این مذهب مبادرت کرده‌است میمون بن دیصان معروف به قداح است. او و فرزندانش مدتی در خوزستان، عراق و شام به فعالیت اشتغال داشتند و دعاتشان در یمن و بلاد دیگر به نشر دعوت اسماعیلی مشغول بودند. از بین این دعات حسن بن احمد معروف به ابو عبدالله شیعی در بلاد مغرب قدرت بسیار یافت و دولت اغالبه را در آن سامان از میان برد و ابومحمد عبیدالله مهدی را که در سلجماسه محبوس بود، آزاد کرد و گفت او همان مهدی منتظَر از آل علی است و امامت از آن وی است. بدین طریق دولت فاطمیان در شمال آفریقا تشکیل شد (۲۹۷ هجری). دعوت فاطمیان به سرعت در یمن، بحرین، شام، فلسطین، ایران و شمال آفریقا انتشار یافت. در قرن هفتم هلاکوخان مغول از طرف برادرش قوبیلای قاآن پسر تولی مأمور فتح بغداد و قلع و قمع قلاع اسماعیلیه شد.

== عقاید ==

به اعتقاد اسماعیلیان مطالب ظاهری دین دارای بواطنی است که فقط امام و تعلیم‌یافتگان او بر آنها واقفند و باید از او یا از کسانی که از وی تعلیم گرفته‌اند، آموخت. همین امر خود موجب آن بود که این قوم از قشر دین به حقیقت و لب آن متوجه شوند و چون این بواطن احکام را از طریق تأویلهای عقلی و فلسفی پیدا می‌کردند، طبعاً با تفکر و استدلال خو می‌گرفتند و از آنجا که استفاده از اصول فلسفه یونان را در دعوت خود جایز می‌شمردند، به تحصیل علوم فلسفی راغب و حامی حکما و علما بودند.

== ادبیات ==

ادب فارسی در نزد اسماعیلیان اهمیت بسیاری داشت و به خاطر اینکه بیشتر پیروان آنان از مردمان عام بودند بیشتر کتاب‌های خود را به فارسی می‌نوشتند. ازآنها نوشته‌ها و شعرهایی به زبان فارسی بر جای مانده‌است. بزرگترین شاعر ونویسندهٔ اسماعیلی ناصرخسرو است که در قرن پنجم هجری می‌زیست.

== جستارهای وابسته ==

* اسلام
* شیعه
* حسن صباح
* اسماعیلیان
* اسماعیلیان در ایران

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *