آلبوس دامبلدور

| گروه = گریفندور | خون = اصیل‌زاده
| مالک = محفل ققنوس
| قدرت‌ها = قدرت جادویی بالا – آشنایی با طلسم های مدرن
| عضو = دیوان عالی قضایی جادوگران (ویزنگاموت) – محفل ققنوس
| بازیگر = ریچارد هریس – مایکل گامبون
| بار اول = هری پاتر و سنگ جادو

== زندگی ==

دامبلدور در درهٔ گودریک که محل زندگی گودریک گیریفندور بوده است زمانی که کوچک بود پرسیوال دامبلدورپدرش به دلیل حملهٔ وحشیانه به سه مشنگ جوان دستگیر و محکوم به حبس ابد در ازکابان شد او در یازده سالگی وارد مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز شد در اوایل به دلیل پدرش سوء شهرت را بر دوش می کشید ولی پس از چند ماه شهرت خود او از سوء شهرت پدرش پیشی گرفت او بهترین دانش آموزی بود که مدرسهٔ هاگوارتز به خودش دیده بود به طوری که زمانی که به هجدهمین سالگرد تولدش نزدیک می شد درهاله ای از افتخاروسربلندی هاگوارتز را ترک گفت-سرپرست دانش اموزان دانش اموز ارشد برندهٔ جایزهٔ بارنابس فینکلی برای طلسم اندازی استثنایی اش نمایندهٔ جوانان بریتانیایی در وینزنگاموت برندهٔ مدال طلای مقالهٔ ابتکار آمیز همایش بین‌المللی کیمیاگری در قاهره از افتخارات اوست زمانی که دامبلدور می خواست به یونان برود ناگهان کندرا مادر دامبلدور مرد و او نتوانست به یونان برود درمراسم خاکسپاری کندرا ابرفوت برادردامبلدور که او را مقصر می دانست بینی دامبلدور را شکست چندی بعد او با گریند والد دوست شد و رابطهٔ عشقی برقرار کرد، جادوگری که بعدها پلیدترین جادوگر نسل خودش شد دردرگری که بین البوس گریند والد وابرفوت رخ داد تصادفا طلسمی به اریانا خواهر دامبلدور خورد و او مرد ضربهٔ روحی سختی به خانوادهٔ دامبلدور زد اما او از تلاش دست بر نداشت و توانست دوازده خاصیت خون دایناسور را کشف کند که بسیار با ارزش بود در چند سال بعد دامبلدور گریندل والد سیاه تر جادوگر جهان در آن زمان به مبارزهٔ تن به تن پرداخت و توانست او را دستگیر کنداین کار بسیار مهم بود زیرادر تمام اعصار تا آن زمان جادوگری مثل گریندل والد ظهور نکرده بود پس از آن دامبلدور به شهرت زیادی رسید و استاد درس تغییر شکل هاگوارتز شد همچنین مقاله‌های مهمی همچون معجون ساز واقعی و نام تغییر شکل امروز در پیام امروز نوشت دامبلدور چند سال بعد دامبلدور به مقام مدیریت هاگوارتز رسید به دلیل مهارت‌های فوق العادهٔ او سه باربه او مقام وزارت سحر وجادو پیشنهاد شد اما او نپذیرفت حدود سه سال بعد تام ریدل نام لرد ولدمورت را برای خود انتخاب و دوستانش در هاگوارتز را جمع کرد به استفاده از جادوی سیاه پرداخت و به سیاه‌ترین جادو گر هزارهٔ اخیر بدل شد در آن زمان از معدود جاهای امن هاگوارتز بود و تنها کسی که ولدمورت از او می ترسید دامبلدور بود پس از سقوط ولدمورت دامبلدور هری پاتر را جلوی خانهٔ دوروسلیها گذاشت یازده سال بعد که هری پاتر به هاگوارتز آمد دامبلدور هنوز مدیر هاگوارتز بود.

بعدها جی.کی.رولینگ اعلام کرد که دامبلدور هم جنسگرا بوده و در جوانی دلباخته گریند والد بوده.

== هری پاتر و سنگ جادو ==

ولین بار هری او را در کارت یک شکلات می بیند می فهمد که او بهترین جادوگر دنیا و مدیر مدرسهٔ هاگوارتز است دامبلدور را در سرسرای هاگوارتز می بیند و می فهمد که دامبلدور بسیار به او علاقه دارد دامبلدور حتی برای تشویق او به جایگاه تماشاچی‌ها در کوییدیچ می اید درآخر داستان نیز ۵۰ امتیاز به رون ۵۰ امتیاز به هرمیون و به هری ۶۰امتیاز و به نویل لانگ باتم ۱۰ امتیاز اهدا می‌کند و به این ترتیب گیریفندور قهرمان جام گروه‌ها می‌شود

== هری پاتر و تالار اسرار ==

در هری پاتروتالار اسرار زمانی که اسنیپ می خواهد رون و هری را اخراج کند دامبلدور مانع می‌شود زمانی نوشته‌های با خون نوشته می‌شود و افرادی خشک می شوند خیلی‌ها هری را مقصر میدانند اگر دامبلدور نبود احتمالا هری مانند هاگرید اخراج می شد چندی بعد دامبلدور به دلیل باز شدن حفرهٔ اسرار از مدیریت مدرسه عزل می‌شود اما پس این که جینی ویزلی در تالار اسرار اسیر می‌شود او برمی گردد و همین طور در تالار اسرار فوکس (برای کور کردن باسلیسک و التیام زخم هری)و کلاه گروه بندی (درواقع شمشیر گودریگ گیریفندور برای کشتن باسیلیسک و نابودی دفتر چهٔ خاطرات تام ریدل که هری به جای آن از نیش باسیلیسک استفاده کرد) برای کمک به هری می فرستد

== هری پاتر و زندانی آزکابان ==

دامبلدور درهری پاتر و زندانی آزکابان نقش زیادی نداشت تنها دراول سال دربارهٔ دیوانه سازها و فرار سیریوس بلک برای دانش آموزان توضیح داد و لوپین را به عنوان معلم دفاع در برابر جادوی سیاه به دانش آموزان معرفی کرد و به هرمیون گرنجر و هری کمک کرد تا سیریوس بلک رو نجات بدن(دامبلدور معتقد بود که سیریوس بی گناه است) همچنین درپایان سال درسرسرای بزرگ هاگوارتز حضوریافت

== هری پاتر و جام آتش ==

دامبلدور در سرسرای بزرگ در آغاز سال تحصیلی اعلام می‌کند که مسابقهٔ قهرمانی سه جادوگر امسال درهاگوارتز برگزار می شوند و همچنین می گوید که شرط سنی آن شانزده سال است دامبلدور هری را ترغیب به تلاش برای برنده شدن در مسابقه می‌کند در مرحلهٔ دوم چون هری یک زندانی دیگر را نیز آزاد کرده بود به هری امتیاز می دهد پس از این که مراحل تمام می‌شود از هری می خواهد که بگوید در آن قبرستان چه آتفاقی افتاده اس همین طور با محلول راستی اطلاعاتی را از بارتی کراوچ (یکی از مرگ خواران لرد ولدمورت که خود راجای مودی چشم باباقوری استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه جا زده بود و غیر مستقیم به هری کمک می کرده تا برنده شود و پس از لمس جام به آن قبرستان منتقل شود که ولدمورت از خون او برای بازگشت استفاده کند و هری را بکشد )بیرون کشید

== هری پاتر و محفل ققنوس ==

در این داستان نقش دامبلدور بسیار پر رنگ است دامبلدور در این داستان دوباره محفل ققنوس را فعال می کنند این محفل برای مبارزه با لرد ولدمورت ساخته شده است و جیمزپاتر و لی لی پاتر (پدر و مادر هری پاتر)عضو آن بوده اند وکشته شده اند دامبلدور ریاست آن را بر عهده می گیرد و همچنین درتلاش است وزارت سحر وجادو را قانع کند که لرد ولدمورت باز گشته است اما وزارت سحر وجادو قبول نمی کند در آن با سازمان اسرار اشنا می شویم و نبرد اعجاب انگیزی بین لرد ولدمورت وآلبوس دامبلدور درمی گیرد سیریوس بلک به دست بلاتریکس لسترنج به قتل می رسد و وزارت سحر و جادو پی می برد که لرد ولدمورت باز گشته است اما او در این سال اشتباه بزرگی مرتکب شد او انگشتر مورولو رادر دست کرد…

== هری پاتر و شاهزادهٔ دورگه ==

در این کتاب دامبلدور نقشی پررنگ و آخرین نقش خود را ایفا می‌کند در این کتاب هری و دامبلدور با هم به تحقیق در بارهٔ جان پیچها (هوراکساها)می پردازند و به نتایج مهمی دست یافتند :جان پیچ‌ها گنجینه هایی هستند که برای رسیدن به بی مرگی اند اگر جادوگری روح خود رابا ارتکاب قتل به دو پاره تبدیل کند و یک تکه را در شیء ی و یک تکه را دربدن قرار دهیم آن شیءجان پیچ است اگر آن فرد کشته شود به طور کامل نمی میرد ولدمورت دراقدامی که هیچ کس انجام نداده روح خود را به هفت پاره کرد و شش جان پیچ ساخته است دامبلدور انگشتر پدر بزرگ ریدل راکه جان پیچ نابود کرده و همچنین معلوم شد دفتر چهٔ خاطرات تام ریدل یک جان پیچ بوده که هری آن را نابود کرد هری با گرفتن خاطرهٔ پرفسور اسلاگهورون می فهمد که او دربارهٔ جان پیچ‌ها از اسلاگهورون پرسیده دامبلدور و هری پس از تلاش زیاد می فهمند که چهار جان پیچ لرد ولدمورت عبارتند از :جام هافلهاپ قاب اویز اسلیترین نیم تاج ریونکلا و نیجنی مار لرد ولدمورت مدتی بعد که دامبلدور و هری برای یافتن جان پیچ‌ها از هاگوارتز خارج شده بودند با دیدن علامت شوم(نشان مرگخواران)بازگشتندوبه یکی از سالن‌های هاگوارتزرفتند وقتی هری در زیر شنل نامریی بود ناگهان دراکو مالفوی از در بیرون امد و دامبلدور را خلع سلاح کرد(با طلسم اکسپلیوموس ) و هری در زیر شنل نا مریی خشک شد و عاقبت سیوروس اسنیپ دامبلدور را با طلسم (آواداکداورا) او به قتل رساند و پس از آن اسنیپ و مرگخواران فرار کردند چند روز بعد دامبلدور را طی مراسم با شکوهی به خاک سپردند نام فصل آخر هری پاتر و شاهزادهٔ دورگه مقبرهٔ سفید است

== بعد از مرگ ==

در هری پاتر و یادگاران مرگ هری سوگند نامهٔ الفی یس دوج را می بیند در روز نامهٔ پیام امروزکه دربارهٔ زندگی دامبلدوراست اما می فهمد که ریتا اسکیتر خبر نگار بد نام کتابی به( نام زندگی و نیرنگ‌های البوس دامبلدور)تالیف کرده که همه اش بد گویی از دامبلدور است و حتی او به جادوی سیاه متهم شده است.

دراواخر جلد دوم سیوروس اسنیپ زمان مرگ خاطراتش را به هری منتقل می‌کند و او می فهمد که مرگ دامبلدور در اصل نقشهٔ اسنیپ و دامبلدور بوده است که می خواستند که ابر چوبدستی به دست ولدمورت نیفتد (چوب دستی از درخت اقطی یاس کبود که اخرین صاحبش خود دامبلدور بوده که به چوبدستی مرگ یا چوبدستی سرنوشت معروف است)

زمانی که اولین بچهٔ هری به دنیا می اید هری او را (آلبوس-سیوروس) نام می گذارد و این طور می گوید: نام تو را آلبوس-سوروس می‌گذارم به یاد دو جادو گر شجاع که فکر نمی کنم کسی از آن دوشجاع تر باشد…

== منبع ==

* متن اصلی کتب هری پاتر
* JK Rowling outs Dumbledore as gay

هری پاتر ومحفل ققنوس فیلم‌های هری پاتر هری پاتر—ویکی‌پدیا

هری پاتر ویادگاران مرگ وهری پاتر وشاهزادهٔ دورگه

== جستارهای وابسته ==

* هاگوارتز
* مجموعه داستان‌های هری پاتر
* فهرست شخصیت‌های داستان هری پاتر

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *